Print Friendly

حسن روحانی در ماجرای مک فارلین چه نقشی داشت؟

nf00316513-1

روحانی به آمریکایی‎ها گفته بود: «با توجه به شرایط روابط فیمابین، کار فوق‎العاده‎ای کردید که به اینجا آمدید.» وی باور داشته دو طرف می‎توانند همکاری داشته باشند ولی انتظار سرعت نباید داشت.

از دیدار روز جمعه محمد جواد ظریف و جان کری –وزرای خارجه ایران و آمریکا- در نیویورک به عنوان اولین دیدار رسمی مقامات دو کشور یاد می‎شود اما دیداری نیز در سال 1365 در تهران رخ داد که افشای آن جنجالی به پا کرد که به “ایران گِیت” یا “ایران-کنترا” معرف شد. شاید جالب باشد که بدانید این دیدار میان رابرت مک فارلین و حسن روحانی در هتل استقلال بوده است!

در حالی که هیات آمریکایی سرسختانه به دنبال آزادی گروگان‎های آمریکایی در لبنان بودند، روحانی نیز در مقابل، خواستار فروش موشک‎ها و سامانه‏های تسلیحاتی توسط آمریکا به ایران بود. اما بنا به سایت فارین پالیسی، آمریکایی‎ها که متشکل از اعضای ارشد شورای امنیت ملی NSC این کشور بودند، در پشت این قضیه “به دنبال یک هدف ثانوی و بسیار بلندپروازانه‎تری بودند: دستیابی به یک اتحاد سیاسی جدی به رهبران میانه‎رو ایرانی –از جمله روحانی و روسایش (هاشمی رفسنجانی)- که کشور را اداره می‎کنند، است.

حضار آمریکایی، وی را به عنوان “مذاکره کننده‏ای زیرک که آمادگی هدایت کردن ماجرا به عصر جدیدی از گشایش را دارد” به خاطر می‎آورند. آنها همچنین می‎گویند وی نگذاشته بحث به سمت آن هدف ثانوی سوق پیدا کند.

روحانی در آن زمان می‎دانست که نمایش تلویزیونیِ آزادی گروگان‎ها برای رونالد ریگان –رئیس جمهوری وقت آمریکا- از اهمیت بسیار زیادی برخوردار بود.

nf00316513-2

اولیور نورث –ناخدای دوم نیروی دریایی و عضو هیات آمریکایی- از روحانی نقل می کند: “با حل این مشکل، ما شما را در کاخ سفید قدرتمندتر می‎کنیم. همان طوری که قول داده‎ایم، هر تلاشی که لازم باشد انجام خواهیم داد.”

اما شرایط به همان آسانی پیش نرفت. همان طور که از خاطرات آقای هاشمی رفسنجانی مشخص است، مذاکرات حدود یک سال به طول انجامید و به دلیل آنچه آمریکایی‏ها “بازگرداندنِ مذاکرات بصورت مداوم به بحث سلاح توسط یک گروه کارمندان رده پایین دولت” پیش نمی‎رفت. آمریکایی‎ها وعده می‎دادند که هواپیمایی مملو از قطعات موشک را 10 ساعت پس از آزادی گروگان‎ها به تهران خواهد فرستاد. اما ایرانیان خواستار دریافت موشک‎ها در ابتدا بودند. برای حل این بن‎بست قرار شده بود در ابتدا دو گروگان آزاد شوند و پس از مذاکرات بیشتر، تلاش برای آزادی دو گروگان دیگر خواهند کرد.

روحانی به آمریکایی‎ها گفته بود: “با توجه به شرایط روابط فیمابین، کار فوق‎العاده‎ای کردید که به اینجا آمدید.” وی باور داشته دو طرف می‎توانند همکاری داشته باشند ولی انتظار سرعت نباید داشت و افزوده بود: “جای تعجب خواهد داشت اگر مشکلات کوچک بر سر راه ایجاد نشود. یک ضرب المثل فارسی داریم: صبر کلید پیروزی است- این دو با هم برادرند. بدون صبر، به هیچ چیزی نمی‌رسیم. سیاستمداران باید این را درک کنند.”

اما تاکید بر روی بحث سلاح باعث ناامیدی آمریکایی‎ها شده بود. نورث تمام مسائل مربوط به لجستیک را برای جلسه تدارک دیده بود و مسئول فروش سلاح بود. اما مباحث کلان‎تر توسط “رابرت باد مک فارلین” -مشاور سابق امنیت ملی ریگان- هدایت می‎شد.

روز قبل، مذاکرات توسط مسئولین درجه پایین‎تر انجام شده بود و جلسه به نتیجه‎ای نرسیده بود. آن‏ها حتی برای استقبال نیز با یک ساعت تاخیر به فرودگاه آمده بودند. آمریکایی‎ها در گزارش خود آورده‏اند که رفتار میزبانان بسیار متغییر بوده است: “گاهی میهمان‎نواز بوده‎اند و گاهی همراه با پارانویا”

مک‎ فارلین در گزارشی که آن شب برای جان پویندکستر –مشاور امنیت ملی- نوشته بود از این مساله شکایت کرده بود و راه حل مساله را مذاکره با مقامات مهم‎تر دانست.

هاشمی رفسنجانی نیز در خاطرات خرداد ماه 1365 به گزارش دکتر هادی درباره مشکلات پیش آمده استناد شده است.

“می‎خواهیم بر سر قدرت بمانیم و مشکلات فیمابین را حل کنیم.”

آنچه مک فارلین امید داشت رخ داد و روز بعد روحانی مذاکرات را برعهده گرفت. وی در گزارش بعدی از مذاکره با کسی که زمان عهده داری مسئولیت در کاخ سفید، کمک به طراحی اولیه تبادل سلاح در برابر گروگان کرده بود، ابراز رضایت کرده بود.

روحانی به آنها گفته بود: “حاضریم در تمام حوزه‎ها، صحبت‎های شما را بشنویم. با اینکه می‎دانیم که در برخی از مسائل به توافق نمی‎رسیم، اما در برخی موضوعات به توافق خواهیم رسید.”

nf00316513-1

متن کامل مباحثات توسط یکی از کارمندان شورای امنیت ملی آمریکا که عضو هیات بود، ثبت شده است. “کمیسیون تاور” که بعد از آن مسئولیت بررسی فروش سلاح را برعهده گرفت، منتشر کرده است. در بخشی از این گزارش فاش شده است که فردی اسرئیلی به نام “آقای نیر”، با اصرار شیمون پرز –نخست وزیر وقت رژیم صهیونیستی- در تیم حضور داشته و به عنوان “آمریکایی” معرفی شده بود.

در این متون از نگرانی مقامات درگیر در این معامله از برکنار شدن توسط “افراد تندرو” و واکنش مردمی نسبت به افشای دیدار آنها با آمریکایی‎ها؛ خبر داده شده است. هوارد تیچر –کارمند NSC که منشی جلسه بود- در گفتگو با فارین پالیسی می گوید روحانی با اسم مستعار در جلسات شرکت می‎کرد زیرا نگران عواقب افشای مباحثات بود. در گزارش “تاور” تنها به عنوان یک “مشاور ارشد امور خارجی” به وی استناد شده است.

آمریکایی‎ها مدعی هستند روحانی به آنها گفته است: “روابط مان تاریک است. بسیار بد است. شاید دوست نداشته باشید بشنوید ولی صراحتاً باید به شما بگویم. ایرانی‎ها، افراد تُندی هستند.” وی هشدار داد که مراقب باشند: “به عنوان یک دولت، نمی‎خواهیم فردا سرنگون شویم. می‎خواهیم بر سر قدرت بمانیم و مشکلات فیمابین را حل کنیم.” وی به آمریکایی‎ها یادآوری می‎کند که بسیاری از هم‎میهنانش آمریکا را “شیطان بزرگ” می‎دانند.

مک فارلین در سال 1986 می‎نویسد: “اما از تمایلِ ]روحانی[… صحبت‎ها، مصمم بودن، و بیانِ آگاهانه‎ی راه ممکن برای روابط همراه با همکاری پایدار، اعتقاد دارم بالاخره یک مقام ایرانی مناسب را یافته‎ایم، و این خوب است.”

در این جا بود که آمریکایی‎ها، شوروی را به عنوان دشمن مشترک دو کشور معرفی کرده بودند و تیچر خلاصه‌ای از تهدیدات نظامی شوروی را علیه ایران به روحانی معرف کرده بود.

آمریکایی‎ها مدعی هستند روحانی از اطلاعات تاکتیکی درباره نیروهای شوروی ابراز رضایت کرده بود و خواستار دریافت سلاح بیشتر از آمریکا برای مقابله با تهدیدات نظامی علیه کشور خود شده بود.

روحانی گفته بود: “عذر می ‎خواهم که این قدر تند صحبت می‎کنم. اما باید صریح و صاف و ساده باشم تا بر اختلافات فائق آییم… خوشحالم که بر حاکمیت مستقل ایران باور دارید. امیدواریم تمام حرکات آمریکا به سمت حمایت از این گفتگو باشد. اما حس می‎کنیم تمام دنیا به دنبال تضعیف‎مان است. ما خطر روسیه را بیشتر از شما می‏دانیم. شما تهدید را به کمک تکنولوژی جدید ملاحظه می‏کنید. ما آن را حس می‏‎کنیم، لمس می‎کنیم، می‎بینیم. خوابیدن کنار یک فیلی که زخمی کرده‏اید، آسان نیست.”

فارین پالیسی در تحلیل رفتار وی‎ می‎نویسد: “علی رغم تمام فاصله دو طرف، اما روحانی به دنبال راه‎هایی برای نزدیک کردن بود. وی مدعی شد که به فشار برای آزادی گروگان‎ها در لبنان ادامه داده است. این آنچه آمریکایی‎ها می‎خواستند بود و نمی‎خواستند این ضرب آهنگ دیپلماتیک را از دست بدهند.”

نورث از مک فارلین خواسته بود تا مذاکرات رو در رو با رئیس مجلس، نخست وزیر و رئیس جمهور صورت گیرد. روحانی در پاسخ گفته بود هنوز برای چنین اقدامی زود است.

نورث پرسیده بود آیا انجام یک دیدار خصوصی میان آنها و مک فارلین ممکن است؟

روحانی گفته بود این مساله را منتقل خواهد کرد. پس از انجام معامله “نیاز به گام‏های مثبتی بیشتری خواهد بود” و افزوده بود: “باید مردم را برای چنین تغییری آماده کنیم. گام به گام. باید کشور را آماده کنیم. دیدار میان رهبران آمریکا و ایران در چهارچوب فوق انجام خواهد شد. اگر شما درباره حل مشکل جدی هستید، مطمئنم چنین سفرهای رسمی و دیدارهای سطح بالا رخ خواهند داد.”

اما چنین رویدادی هیچ گاه رخ نداد. هاشمی رفسنجانی در خاطرات روز 4 خرداد 1365 آورده است: “قرار شد هدیه را نپذیریم و ملاقات ندهیم و مذاکره را در سطح دکتر هادی و دکتر روحانی و مهدی‌نژاد مخفی نگه داریم و [مذاکرات] محدود به مساله گروگان‌های آمریکایی در لبنان و دادن قطعات هاک و چند قلم دیگر اسلحه [باشد].”

مک فارلین روز بعد، خصوصی با روحانی صحبت کرد. وی در گزارش خود به مشاور امنیت ملی وقت نوشت: “در مجموع جلسه مفیدی بود. مشخص کردم درباره ایران به دنبال روابطی مبتنی بر احترام متاقبل بر حق حاکمیت، تمامیت ارضی و استقلال برای طرف مقابل هستیم.”

اما ایران درخواست‎های جدیدی از جمله خروج کامل نیروهای صهیونیست از بلندی‎های جولان و جنوب لبنان را مطرح کرد. اما مک فارلین خواستار آزادی بدون قید و شرط گروگان‎ها بود.

همان شب، روحانی مجددا به طور خصوصی با مک فارلین دیدار کرد که مذاکرات به بن بست متنهی شد.

روحانی روز بعد بازگشت. مک فارلین به وی گفت: “شما به توافق پایبند نیستید. ترک می‎کنیم.”

آمریکایی‎ها به سمت فرودگاه حرکت کردند. هنگامی که در حال سوار شدن به هواپیمای بودند یکی از مقامات ایرانی از وی پرسیده بود “چرا می‎روید؟”

مک فارلین پاسخ داده بود ایرانیان به تعهدات خود پایبند نبوده‎اند: “این بی اعتمادی مدت‎ها ادامه خواهد داشت. فرصت مهمی اینجا از دست رفت.”

منبع: جهان نیوز

تعداد بازدید:363
بدون دیدگاه

دیدگاه تازه‌ای بنویسید:

*


*