Print Friendly

اکران مستند «آقای نخست وزیر» در دانشگاه تهران

۶۳۶۱۱۶۶۹۰۲۷۴۱۸۵۶۰۶

مراسم اکران مستند “آقای نخست وزیر” به کارگردانی “محمدرضا امامقلی” شب گذشته ۱۸ مهرماه با حضور “محمدرضا کائینی”تاریخ پژوه و کارشناس تاریخ معاصر و “سرگی بارسقیان” سردبیر سایت تاریخ ایرانی در تالار “شهید رجب بیگی” دانشکده فنی دانشگاه تهران برگزار شد.

به گزارش سفیرفیلم به نقل از خبرنگار گروه فرهنگی «نسیم آنلاین»، مراسم اکران مستند “آقای نخست وزیر” به کارگردانی “محمدرضا امامقلی” شب گذشته ۱۸ مهرماه با حضور “محمدرضا کائینی”تاریخ پژوه و کارشناس تاریخ معاصر و “سرگی بارسقیان” سردبیر سایت تاریخ ایرانی در تالار “شهید رجب بیگی” دانشکده فنی دانشگاه تهران برگزار شد.

بر اساس این گزارش در بخش نخست از این برنامه مستند “آقای نخست وزیر” برای حاضران در سالن “شهید رجب بیگی” دانشکده فنی دانشگاه تهران به نمایش گذاشته شد و در بخش دوم برنامه نقد و بررسی این مستند با حضور “محمدرضا کائینی”تاریخ پژوه و کارشناس تاریخ معاصر و “سرگه بارسقیان” سردبیر سایت تاریخ ایرانی برگزار شد.

سرگی بارسقیان سردبیر سایت تاریخ ایرانی در ابتدای این برنامه در سخنانی، گفت: در این مستند بحث آمریکا به میان می آید. باید عرض کنم که آمریکا در آن زمان نقش یک میانجی را ایفا می کرد. این نقش متفاوت با نقش های دیگری بود که بعده ها به عنوان یک مدعی وارد شد. بر این اساس باید دید که چه اتفاق هایی در سیاست خارجی آمریکا رخ داد که این چرخش ها را در برابر ایران داشتند.

وی افزود: البته در این زمینه باید شرایط بین المللی را هم درنظر بگیریم. به عنوان نخستین عامل باید به رفتن “ترومن” و دوم باید به آمدن “آیزنهاور” اشاره کرد که مصادف شد با مرگ “استالین” در شوروی که یک خلاعی در عرصه بین الملل ایجاد شد. همچنین نظر حزب محافظه کار بریتانیا به “چرچیل” بود که همه اینها باعث شد که نقش آمریکا در این فرآیند تا حدی متغیر باشد.

سردبیر سایت تاریخ ایرانی ادامه داد: باید به یک نکته ای اشاره کنم که در مستند نیز بارها به آن اشاره شد. این نکته بحث کنترل است. اخیرا خیلی از آقایان روشنفکر و یا مذهبی این موضوع را بیان می کنند که مصدق باید مصالحه می کرد ولی این کار را نکرد. او باید کوتاه می آمد ولی باز هم این کار را نکرد. اما مسئله مهم کنترل بود. در اسناد وزارت امور خارجه بریتانیا می بینید که نظر آنها کنترل نفت ایران و بازار نفت ایران بود.

بارسقیان خاطرنشان کرد: در آن اوایل تمام صحبت ها پیرامون این موضوع بود که ما نباید اجازه بدهیم که ایران تعیین کننده بازار نفت شود. در حقیقت موضوع کنترل و استقلال ایران در تصمیم گیری پیرامون منابع طبیعی خود ازجمله نفت بود. مصدق اقدام بسیار مهمی کرد. زیرا او اگر کوتاه می آمد و یا اگر می پذیرفت و به نوعی شراکت را قبول می کرد دیگر استقلالی به معنای امروز در کشور نداشتیم.

وی اضافه کرد: آمریکا نیز به استناد گزارش هایی که به وزارت امور خارجه خود ارسال می کرد و بالعکس با انگلیسی ها بر سر موضوع کنترل هم عقیده بودند. اینگونه شد که با پافشاری مصدق آنها هم پذیرفتند که ایران هم باید نقش و سهمی در ثروت و سرمایه خود داشته باشد. البته قبل از اعلام ملی شدن صنعت نفت پیشنهادهایی را مطرح کردند که خیلی هم دیرهنگام بود.

سردبیر سایت تاریخ ایرانی یادآور شد: اما موردی که در مستند به آن اشاره شد این بود که آمریکایی ها و انگلیسی ها از چه زمانی به موضوع برکناری مصدق فکر کردند؟ من در این زمینه به اسناد تکیه می کنم. بر این اساس انگلیس از همان روز اول می خواست که مصدق برکنار شود. در حقیقت مصدق اصلا گزینه مطلوب او نبود. منتهی آنها یک امیدی داشتند و آن امید این بود که دولت مصدق با فشارهای اقتصادی تبدیل به یک دولت مستاجر چند ماهه شود.

بارسقیان تصریح کرد: به نظر می رسد که دولت مصدق از این همنظری آمریکایی ها با انگلیسی ها بر سر رفتن او خبر داشته و با علم به این موضوع شروع به مذاکره با آمریکایی ها کرده بود.

محمدرضا کائینی تاریخ پژوه و کارشناس تاریخ معاصر در بخش دیگر این جلسه نقد و بررسی در سخنانی، گفت: بسیار خوشحال هستم بچه هایی که اسامی آنها انقلابی و یا حزب الهی است بالاخره توانستند یک کار درخور و شایسته از نظر حرفه ای و با استفاده صحیح از تاریخ و آرشیو انجام بدهند. در حقیقت بارقه هایی از امید وجود دارد که بالاخره این عزیزان حرکتی کرده اند و به نتایجی هم رسیده اند و امیدوارم که به همین صورت سایر پروژه های تاریخی خود را پیش ببرند. زیرا تاریخ یکی از جذاب ترین کالاهایی است که در کارهای رسانه ای و مطبوعاتی ما است.

وی افزود: حتی نشریاتی که کار آنها سرتاسر سیاسی و اقتصادی است پرونده های مهم خود را در لفافه ای از تاریخ قرار می دهند. این نشان می دهد که تا چه میزان تاریخ مهم و جذاب است.

این تاریخ پژوه و کارشناس تاریخ معاصر ادامه داد: سرفصل هایی و مطالبی از تاریخ در این مستند مغفول و مسکوت گذاشته شده که البته این موضوع نافی خدمات و زحمات دوستان ما در ساخت این مستند نیست.

کائینی خاطرنشان کرد: نخستین موضوع “خانه سدان” است که آقای دکتر یزدی به آن در این مستند اشاره کرده اند. اما متاسفانه در این مستند به صورت ناقص به آن پرداخته شده است. در حقیقت ریشه و رویکرد “خانه سدان” در جریان نهضت ملی کاملا مغفول واقع شد. واقعیت این است که در بررسی هایی که توسط تعدادی از اعضای حزب زحمتکشان انجام شد مشخص شد که تعدادی از اعضای خانواده آقای مصدق از جمله آقای “احمد متین دفتری” داماد دکتر مصدق حقوق بگیر دولت انگلیس هستند.

وی اضافه کرد: اما متاسفانه دکتر مصدق او را به خود به آمریکا برد و همراهان دکتر مصدق نقل می کنند که وقتی او را در فرودگاه دیدم تصور کردیم که قصد سفر دارد و نمی خواهد با ما به آمریکا بیاید. اما دیدم که نه خیر آقای مصدق او را به خود سوار هواپیما کرد و به آمریکا برد. همه می دانند که او در آن سفر چه افتضاحی به بار آورد.

این تاریخ پژوه و کارشناس تاریخ معاصر یادآور شد: آقای “متین دفتری” در آن سفر مذاکرات دکتر مصدق با آمریکایی ها برای خرید نفت ایران را به انگلیسی ها گزارش می داد و در لحظات آخر که این توافق می رفت که به نتیجه برسد با جاسوسی شخص متین دفتری آن توافق ابتر ماند. بر این اساس این نمونه ای از برکات “خانه سدان” بوده است.

کائینی متذکر شد: مسئله دیگر اینکه در “خانه سدان” یک فقره دسته چک پیدا شد که چه کسانی حقوق می گرفتند و آقای “شاپور بختیار” نیز از جمله این افراد بود که از “خانه سدان” حقوق دریافت می کرد. در نهایت هم ته چک آقای “شاپور بختیار” توسط آقای مصدق به آمریکا برده شد و به عنوان ارتشاء شرکت نفتی ایران و انگلیس آنجا عرضه شد.

وی افزود: مسئله دیگر این بود که اکثریت مجلس هفدهم با مصدق موافق نبودند که این هم حرف دروغی است. زیرا این مجلس هفدهم همان افرادی بودند که به آقای مصدق اختیارات ۶ ماهه و یک ساله دادند. این مجلس همان هایی بودند که وقتی مصدق از آنها خواست استعفا بدهند همه استعفا دادند و مجلس را از اکثریت انداختند. بنابر این اظهار اینکه در انتخابات تقلب هایی شده بود و مصدق جلوی تقلب را گرفت و یک مجلس درباری را توانست سامان بدهد غلط است.

این تاریخ پژوه و کارشناس تاریخ معاصر ادامه داد: نکته دیگر اینکه یک تصور غلطی که در مورد کودتا در اذهان همه است و مشخص هم نیست که تا کی باید این را باور کنیم این است که تعدادی اندک و محدود از اقشار مختلف دست به دست هم دادند و دولت را ساقط کردند. خب اینها در ۱۳ ماه قبل هم در کشور بودند و وجود داشتند. در حقیقت هم درب “شهر نو” باز بود و هم در جنوب شهر “میدان تره بار” همچنان بود.

کائینی خاطرنشان کرد: واقعیت این است که افرادی که در ۲۸ مردادماه سال ۳۲ در میدان بهارستان بودند می گفتند که اگر ۱۰۰ نفر به نفع دکتر مصدق شعار می دادند اصلا شرایط تغییر می کرد. همه می گفتند مردم تهران نسبت به آن روزی که خانه دکتر مصدق غارت می شد کاملا بی تفاوت بودند. البته دکتر مصدق که با خوشحالی داشت می رفت. دکتر مصدق بر حسب نقل دکتر سلیمی روزی که عزل می شد می گفت خیلی هم خوب شد. زیرا ۲ قدرت بزرگ استعماری من را بردند و در تاریخ وجهه پیدا کردم.

بارسقیان در بخش دوم این جسله نقد و بررسی مستد در سخنانی، گفت: مسئله این است که تا زمانی که ما می آییم از آمریکا و انگلیس در مود کودتا حرف می زنیم فورا عده ای در داخل می گویند اینها خودشان بودند و مقصر این واقعه نیز خود آنها بودند. در نماز جمعه آقای جنتی گفتند که آقای مصدق به حرف آقای کاشانی گوش نداد و سقوط کرد. آیا این دلیل کودتا است؟

وی افزود: در شورای روابط خارجی آمریکا، آقای “ری تکیه” همین موضوع را می گوید. او می گوید اصلا به ما چه؟ خودشان بودند و ما نباید از کسی معذرت خواهی کنیم. ببینید خیلی راحت این موضوع در حال تغییر پیدا کردن است. اتفاقا یکی از دلایلی که مصدق مجلس را منحل کرد این بود که می گفت من نمی خواهم نهضتی را که به دست مردم تا به اینجا رسیده است توسط نمایندگان مجلس به نابودی کشیده شود.

سردبیر سایت تاریخ ایرانی ادامه داد: دشمنان برای سرنگونی دولت مصدق ۲ سال در حال برنامه ریزی بودند. شما بروید و مقالات روزنامه های انگلیسی و آمریکایی را نگاه کنید و ببینید که در مورد مصدق چه چیزهایی که نگفتند. آنها نوشته بودند که مصدق تریاکی است. فاطمی بهائی است. آنها ۲ سال برنامه ریزی مداوم در عرصه بین الملل انجام دادند تا مصدق را در عرصه بین الملل منکوب و سرکوب کنند.

بارسقیان خاطرنشان کرد: دولت مصدق تهدید به حمله نظامی و تحریم اقتصادی شد. شما ببینید ۲ سال یک دولتی را در دستان خود بگیرد و آن را دائم بزنید. سپس با شاه آن کشور وارد مذاکر شوید و فرمان عزل او را از آن شاه بگیرید. آمریکا از روز اول در مورد این موضوع که کنترل نفت ایران نباید در دستان این کشور باشد با انگلیس همراه و هم نظر بود.

وی اضافه کرد: آرشیو ملی آمریکا سال قبل آمد و مقالاتی را که به روزنامه های ایران می داد که بر علیه مصدق کار شود را منتشر می کرد. اگر مخالفتی با استعمار انجام می دهد همین جبهه ملی انجام می دهد.

کائینی در بخش سوم این نشست نقد و بررسی در سخنانی، گفت: بحث پول دادن و پول گرفتن را اصلا من مطرح نکرده ام بلکه دکتر مصدق مطرح کرده است. در حقیقت دکتر مصدق به دادگاه لاهه رفت و ته چک های “خانه سدان” را هم با خود به آنجا برد و به عنوان ارتشاء دولت انگلیس آنجا منتشر کرد. بر این اساس بحث این بود که یکی از گیرندگان پول داماد مصدق و دیگری “شاپور بختیار” بود.

وی افزود: دکتر مصدق یک تصور غلطی در مورد سیاست موازنه منفی داشت. او از همکاران و هم فکرهای مدرس در دوران سلطنت و روی کار آمدن رضا خان بود. بر این اساس هم سیاست موازنه منفی را هم از مرحوم مدرس یادگرفته بود. مدرس معتقد بود ما نباید به هیچ قدرتی امتیاز بدهیم.

این تاریخ پژوه و کارشناس تاریخ معاصر ادامه داد: تلقی دیگری که از سیاست موازنه منفی است این است که با دست یک دولت خارجی تازه نفس که انگیزه استعماری آن کمتر است دولت خارجی استعمارگر کهنه کار را از صحنه بیرون کنیم. مصدق این سیاست را از مرحوم مدرس یادگرفته بود و حال توجه نداشت که آمریکا و انگلیس کاملا با هم یکدست و متحد هستند.

کائینی خاطرنشان کرد: مصدق این توهم را داشت که می تواند توسط آمریکا، انگلیس را از ایران بیرون کند. ولی بعد از سفر به آمریکا و انجام سلسله مذاکراتی در آنجا واقعیت ماجرا را فهمید و متوجه شد که در این ماجرا آمریکا هیچ حمایتی از او نخواهد کرد و فهمید آنها هم نمی خواهند اصل ملی شدن نفت را بپذیرند. او در آنجا گفت که جا دارد بر سر وزارت خارجه آمریکا بنویسند اینجا کنسول انگلیس است.

وی اضافه کرد: دکتر مصدق تا صبح روز ۲۸ مرداد سال ۳۲ همچنان منتظر کمک آمریکایی ها بود. در واقع آمریکایی ها مصدق را سر کار گذاشته بودند. آنها از یک طرف وعده کمک و وام می دادند و از طرف دیگر نیز تبادلات خود را با انگلستان انجام می دادند.

این تاریخ پژوه و کارشناس تاریخ معاصر متذکر شد: در بحث مناسبات آمریکا و انگلستان هم باید به این نکته اشاره کنم که آمریکایی ها میانجی نبودند بلکه خودشان نیز طالب سهمی از نفت ایران بودند. به عبارتی روشن تر حالا که دیدند پرونده انگلستان در ایران بسته شده است و آمریکایی ها توانسته اند به لحاظ حقوقی، ظاهری و قانونی انگلیس را از ایران بیرون کنند، حالا وقت آن را مناسب دیدند که سهمی از نفت ایران به دست آورند.

کائینی تصریح کرد: بحث مقالات در مورد مصدق و تاثیر آن بر سرنگونی دولت او نیز مضحک است. زیرا چاپ و انتشار مقالات، آن هم در خارج از کشور و به هر شکلی که باشد نمی تواند یک دولت خوب و قوی را برکنار کند. زیرا وقتی یک ملت پشت دولت باشد نه تنها مقالات بلکه پول خرج کردن برای سرنگونی ان دولت هم هیچ فایده ای ندارد.

بارسقیان در بخش سوم این نشست نقد و بررسی در سخنانی، گفت: یک بخشی از پروژه سرنگونی دولت مصدق تبلیغات بود. بخشی های دیگری هم چون تهدید نظامی و تحریم اقتصادی بود. بر این اساس این مسائل را نمی شود که نفی و انکار کرد.

وی افزود: در حقیقت آنها دنبال این موضوع بودند که ایران سهمی و نقشی در بازار نفت دنیا نداشته باشد. متاسفانه ضدیت با مصدق دارد به تلطیف چهره آمریکا منتهی می شود. الان که این فیلم را می بینیم استنباط می کنم که این فیلم را ساخته اند تا یک تلنگری به دولت فعلی بزنند.

سردبیر سایت تاریخ ایرانی ادامه داد: یکی از بحث های اشتباه این است که ما بیاییم و تاریخ ها و زمان را با هم مطابقت بدهیم. این درحالی است که نه ایران آن ایران قبل است و نه انگلیس و آمریکا همان کشورهای زمان قدیم هستند. چرا ما می خواهیم همه چیز را به هم ربط بدهیم؟

بارسقیان خاطرنشان کرد: این مستند به نظر من با نگاه به امروز ساخته شده است. حتی سازندگان این مستند هم گفته اند بله و این اتفاق افتاده است. مثل الان که به دولت آقای روحانی می گویید شما به آمریکا اعتماد دارید. آیا اگر دولت آقای روحانی به آمریکا اعتماد داشت با آنها ۲ سال مذاکره می کرد؟

وی اضافه کرد: آنها ۸۰۰ هزار دلار برای سرنگونی دولت مصدق پول کنار گذاشته بودند که توانستند این کار را تنها با ۱۰ هزار دلار انجام بدهند. آیا به نظر شما این همه موارد نقشی در براندازی دولتی ندارد؟ وقتی بر ضد مصدق کودتا شد موجب شد تا شاه ۲۵ سال دیکتاتوری بر کشور داشته باشد.

سردبیر سایت تاریخ ایرانی متذکر شد: آقایان حاضر هستند که شاه، آمریکا و انگلستان را تطهیر کنند اما دل مصدق را بسوزانند. آقای کائینی، مصدق یک فرد نیست. بلکه یک جریان و یک مکتب فکری است. در حقیقت مصدق یک اندیشه است.

کائینی در بخش چهارم این نشست نقد و بررسی در سخنانی، گفت: اول باید به این نکته اشاره کنم که من نماد نهضت ملی را شخص آقای مصدق نمی دانم. معتقد هستم که نهضت ملی از اقلیت مجلس پانزدهم شروع شد و آقای دکتر مصدق بر موج مبارزات آنها سوار شد و از بازنشستگی سیاسی خارج شد.

وی افزود: من سمبل نهضت ملی را ایثار، شهادت و از خودگذشتگی مردمی می دانم که خون خود را در این راه ریختند و در این راه هزینه های مادی و معنوی فراوانی پرداختند. اما واقعیت این است که وقتی نهضتی پنجه در پنجه انگلستان می اندازد طبیعی است که انگلستان بخواهد نماد آن را سرنگون کند.

این تاریخ پژوه و کارشناس تاریخ معاصر ادامه داد: آمریکا هم ۴۰ سال است که به دنبال سرنگونی دولت ایران است. بر این اساس شخصا اعتقاد دارم که جز رفتارهای شخص دکتر مصدق هیچ عاملی به تاثیر این عامل اصلی که رفتارهای شخص دکتر مصدق باشد نیست.

کائینی خاطرنشان کرد: دکتر مصدق تمامی پایگاه های داخلی این نهضت را سرکوب کرد. حتی افرادی که او را از بازنشستگی سیاسی خارج کرده بودند. ابتدا که فدائیان اسلام و نواب صفوی را به زندان انداخت. سپس شروع به انجام یک سری از رفتارهای خلاف منطق کرد بدون اینکه این رفتارها توجیهی داشته باشند. برای نمونه او اختیارات مجلس را می خواست. این درحالی است که خود دکتر مصدق در سال ها قبل در یکی از نطق های خود به دولت مشابهی که خواستار اختیارات قانون گذاری بود مخالفت کرده بود.

وی اضافه کرد: اصلا دکتر مصدق از اول با ملی شدن نفت مخالف بود. بر این اساس در دوره چهاردهم مجلس شورای ملی وقتی آقای رحیمیان نماینده چپ گرای قوچان با این استدلال که قرارداد ۱۹۹۹ چون در دوران دیکتاتوری منعقد شده فاقد ارزش است و بیاییم و آن را باطل کنیم آقای مصدق با این کار مخالفت کرد.

این تاریخ پژوه و کارشناس تاریخ معاصر یادآور شد: اینکه مصدق به آمریکا اعتماد داشت یا خیر من از آن خبری که ندارم. زیرا من که در ذهن او قرار نداشتم. اما رفتار او نشان می داد که او تا آخر علاقمند است و امیدوار به آمریکایی ها بود. او حتی تا صبح ۲۸ مرداد سال ۳۲ به آمریکایی ها امیدوار بود.

کائینی متذکر شد: او امیدوار بود که این نهضت ملی را آمریکا نجات بدهد. البته این موضوع و انتظاری مضحک بود. زیرا آن چیزی که یک نهضت را نگاه می دارد پایگاه های داخلی آن است. بر این اساس تعامل خارجی مکمل آن خواهد بود.

وی تصریح کرد: یک نهضت وقتی از پایگاه های مردمی خود تهی شود و همه نخبگان خود را هم از دست داده باشد و یک نفر فقط و فقط به خودش منحصر شود دیگ دولت خارجی انگیزه ای نخواهد داشت تا با آن متحد شود. در حال حاضر هم بانیان مذاکرات خیلی به آمریکا علاقمند هستند و سابقه فالوده خوری آنها با آمریکا خیلی طولانی است.

این تاریخ پژوه و کارشناس تاریخ معاصر ادامه داد: آقای دکتر مصدق و وزیر کشور او در تاریخ معاصر کشور بانیان شکنجه کردن برای گرفتن اعتراف هستند. آنها حتی این اعترافات را نیز از رادیو پخش می کردند.

کائینی افزود: دکتر مصدق یک قانون امنیت اجتماعی درست کرده بود که بعدها دولت زاهدی با تعدیل هایی “ساواک” را بر مبنی آن ایجاد کرد. بر اساس این قانون اگر ۳ نفر یا بیشتر سر یک کوچه ای جمع شده بودند و با هم حرف می زدند پلیس می توانست به صرف مضنون بودن آنها را دستگیر کند.

وی خاطرنشان کرد: مصدق اگر آزادی خواه بود اختیارات ۶ ماهه و یک ساله نمی گرفت. مصدق یک رفراندومی هم برگزار کرد که تاریخی بود. اولا خود رفراندوم غیرقانونی بود. ابتدایی ترین اصل این است که رای دادن مخفی است. اما او آمد و دو چادر یکی برای موافقین و دیگری برای مخالفین درست کرد.

بارسقیان در بخش بعدی این نشست در سخنانی، گفت: بر اساس نظر آقای کائینی دولت آقای مصدق آنقدر ضعیف بود که خانمی از “شهر نو” آمد و دولت او را عوض کرد. این درحالی است که ۲ سال از روز اول زمامداری دولت مصدق طرح کودتا شروع شد.

وی افزود: در راه زمامداری دولت آقای مصدق ۲ قدرت جهانی به علاوه عوامل داخلی از همان روز نخست به دنبال این بودند تا او را به زمین بزنند. تحریم های سیاسی و اقتصادی در این کودتا و شکست خوردن دولت مصدق موثر بود. زیرا یک دولت در خلاء زنده نیست. بلکه در تعامل با جهان است که زنده است.

سردبیر سایت تاریخ ایرانی ادامه داد: دولت مصدق در قبل از کودتا در مقابل شاه ایستاد و به او گفت که خواهر و مادر تو حق ندارند که پای خود را در ایران بگذارند. در مورد انتخابات مجلس هم نقد است. آن هم نمایندگانی که بخشی از آنها هر روز به مجلس نمی رفتند و غایب بودند.

بارسقیان خاطرنشان کرد: نکته دیگر هم اینکه برخی از نمایندگان مجلسی که مصونیت داشتند به دنبال طرحی برای استیضاح مصدق بودند. نه تنها مصدق که هر عاقله مردی هم این کار را می کند که بیاید و در مقابل این مجلس، مجلس دیگری را روی کار بیاورد. خیلی ها تن به کودتا دادند به بهای اینکه مصدق را کنار بگذارند.

کائینی در بخش انتهایی این نشست در سخنانی، گفت: من معتقد هستم که دکتر مصدق مقتدرترین نخست وزیر بود. البته او از نظر حقوقی و نه از نظر حقیقی این قدرت را داشت. در روزهای ۲۴ و ۲۵ مرداد اجتماعاتی در تهران برگزار شد اما دکتر مصدق دستور داد که دیگر مردم از خانه های خود بیرون نیایند. اما فکر نمی کنم این دستور شامل روز ۲۸ مرداد که کودتا شد بشود.

وی افزود: او برای یک حفظ نظمی از مردم خواسته بود که از خانه های خود خارج نشوند. اما بالاخره آنها یک روزی برای حفظ دستاوردهای نهضت باید از خانه ها بیرون می آمدند. پس چرا بیرون نیامدند؟ این یک سوال اساسی است. در حقیقت چرا مردم در روز کودتای ۲۸ مرداد از خانه های خود بیرون نیامدند؟

این تاریخ پژوه و کارشناس تاریخ معاصر ادامه داد: بر این اساس باید بگویم که واقعیت این است که بدنه طرفدار نهضت ملی از این نهضت جدا شده بود. علت هم این است که آقای مصدق به یک حزب ضد دینی بیگانه پرست به اسم “حزب توده” میدان داده بود. بر این اساس اساسا مملکت داشت به سمت کومونیستی شدن پیش می رفت.

کائینی خاطرنشان کرد: آقای مصدق برای سالگرد ۳۰ تیر سال ۳۱ طرفداران خود را دعوت کرد تا صبح در میدان بهارستان جمع شوند. اما نتوانستند تا یک سوم میدان بهارستان را پر کنند. از طرف دیگر هم توده ای ها عصر میتینگ دادند. اما بدانید که جمعیت فراوانی از میدان بهارستان تا مخبرالدوله با چنان نظمی آمده بودند که “کریم پور شیرازی” روزنامه نگار طرفدار دکتر مصدق وحشت کرد.

وی اضافه کرد: آیا این میدان دادن نشانه آزاد اندیشی دکتر مصدق است؟ خیر. زیرا اگر او به آزاداندیشی بهاء می داد مجلس را منحل نمی کرد، قانون امنیت اجتماعی را درست نمی کرد و رادیو را انحصاری نمی کرد. زیرا رادیو وسیله ای برای فضا سازی بر علیه مخالفین آن هم اعتراف گرفتن در زیر شکنجه شده بود.

تعداد بازدید:96
بدون دیدگاه

دیدگاه تازه‌ای بنویسید:

*


*