Print Friendly
آموزش مجازی سفیرفیلم

خلاصه آینه جادو | درس اول: جذابیت در سینما

amouzesh 8-1

در درس اول از سیر «خلاصه آینه جادو» از آموزش مجازی سفیرفیلم، با مفهوم جذابیت در سینما و جایگاه مخاطب در اندیشه شهید آوینی آشنا شوید.

درس اول- جذابیت در سینما

پس از پایان دوره های پیشین، امروز در درس اول از سیر جدید «خلاصه آینه جادو» از آموزش مجازی سفیرفیلم، به بررسی جذابیت در سینما در اندیشه شهید سیدمرتضی آوینی می پردازیم.

« فیلم اگر جاذبه نداشته باشد، فیلم نیست.» آیا این سخن همان طور که مشهور است، بدیهی است؟

پر روشن است که تا این نسبت بین فیلم و تماشاگر برقرار نشود، اصلاً مفهوم فیلم و سینما محقق نمی­گردد: تماشاگر باید تسلیم جاذبه­ی فیلم شود، چرا که او با پای اختیار آمده است و اگر در این دام نیفتد، می رود. اگر فیلم جاذبه نداشته باشد، تماشاگری پیدا نمی­ کند و فیلم بدون تماشاگر، یعنی هیچ. پولی که برای بلیت پرداخت می­ شود نیز تائیدی است بر همین توقع …

گیشه میزان استقبال عوام ­الناس را نشان می­دهد و شکی نیست که وقتی ما فیلم را در جاهایی نمایش می­دهیم که برای ورود به آن باید بلیت گرفت و بلیت را نیز در ازای مقداری پول می­دهند، یعنی از همان آغاز این نتیجه­ منطقی را پذیرفته ­ایم که «فیلم باید برای عوام­ الناس جاذبه داشته باشد»، و اگر نه، چرا مقدمات قضیه را آن گونه چیده­ ایم؟ فیلم بدون جاذبه را باید فی­ المثل در سالن­ هایی به اسم «کانون فیلم» نمایش داد که جز خواص بدان راه ندارند. آنگاه باید جوابی برای این سؤال دست و پا کرد که «پس مقصود از ساختن فیلم چیست، اگر نتوان آن را در سینماها نمایش داد؟»

isna-155

پس می ­بینیم که جذابیت سینما را مجرد از مفهوم سینما و مسئله‌ مخاطب آن نمی­ توان بررسی کرد. اما چه جوابی خواهید داد اگر از شما بپرسند: «آیا فیلم خوب یعنی فیلم پرفروش؟» بی­تردید می­ گویید خیر، و از این جواب روشن است که فیلم و سینما عین جذابیت نیست. جذابیت شرط لازم است، اما کافی نیست. از جانب دیگر، مفهوم و حدود جذابیت در سینما به جواب این سؤال بازمی‌گردد که «برای چه باید فیلم بسازیم؟»

تماشاگر سینما در توهمی از یک واقعیت غرق می­ شود و در یک بازی شبیه زندگی شرکت می­ کند، بی آن­که رنج ­های آن زندگی دامن او را بگیرد. حالتی که کودکان در برابر قصه دارند شاید نزدیک­ترین مثال برای درک رابطه ­ای باشد که بین فیلم و تماشاگر برقرار است، اگر چه باز هم این قیاس کامل نیست. نیاز به قصه برای کودک امری است فطری و متناسب با طبیعت کودکی، و در بزرگان نیز نیاز به مثل، تا آنگاه که با تفکر و تعقل تجریدی و حکمت انس نگرفته­اند، ضرورتی است غیرقابل‌انکار. مثل و تمثیل، صورتی است ملموس که معانی مجرد را در خود تنزل می­دهد و به فاهمه­ی عموم نزدیک می­گرداند. عموم افراد انسانی نمی­توانند زندگی خود را در مجموع، همچون واقعیتی واحد اما ممتد بنگرند؛ گذشته فراموش شده است و حال رابطه­ی خویش را با گذشته­ها گم کرده … آینده نیز از نظرها پنهان است و انسان امتداد عمل خویش را در آن بازنمی‌یابد. اما داستان این‌گونه نیست در داستان وقایع مهره­ هایی هستند که با توجه به نتیجه­ داستان انتخاب شده ­اند و این می­ تواند عبرت­ آموز باشد. انسان نیز محتاج عبرت­ آموزی است.

پس حالتی را که تماشاگر در برابر فیلم دارد می­توان با حالتی که کودکان در برابر قصه دارند قیاس کرد، با صرف‌نظر از مراتب و شدت و ضعف آن. کودک در قصه استغراق می­یابد و خود را فراموش می­ کند. این استغراق هدفی است که جاذبه­ های فیلم بدان منتهی می­ گردند؛ هدفی است که اگر محقق نشود، فیلم را دیگر نمی ­توان فیلم خواند. فیلم فاقد جاذبه فیلم نیست. آیا عکس این قضیه نیز مطلقاً صادق است یا خیر؟ فیلم دارای جاذبه فیلم هست، اما معلوم نیست که فیلم خوبی باشد. جاذبه کاذب، جاذبه­ ای است که تماشاگر را سحر می­کند و او را از رجوع به فطرت خویش بازمی‌دارد. هر جاذبه ­ای که عقل بشر را تحت سیطره­ خویش بکشاند و تماشاگر را به ورطه­ تسلیم در برابر وهم و شهوت و غضب، جاذبه­ کاذب است.

تماشاگر بخش اعظم وجود خویش را تسلیم فیلم می­ کند و در آن مستغرق می­ شود. با این استغراق دچار نوعی غفلت از خویش و الیناسیون می­ گردد که حسن و قبح آن باید با توجه به شرایط و نتایج فیلم ارزیابی شود. در باب تفنن نیز، مذموم آن است که همانند یک هدف اعتبار شود و اگر نه، تفننی که منتهی به تذکر گردد نه تنها مذموم نیست که ممدوح است.

در این که آیا انسان اجازه دارد که خود را به تفنن محض تسلیم کند یا خیر، سخن بسیار است، اما به هر تقدیر جذابیت سینما متکی بر نیازهای بشری است و برای شناخت ماهیت آن، باید به تأمل در باب نیازهای بشری همت گماشت.

نیازهای بشری را مسامحتاً می­ توان به دو دسته تقسیم کرد:

۱. نیازهای فطری و غریزی منشأ گرفته از عشق به کمال
۲.  نیازهای منشأ گرفته از ضعف­ های بشری

بنیان جذابیت سینما بر ایجاد ابهام و ایهام و اعجاب و تفنن و تلذذ است و نمی­ تواند که نباشد. جذابیت سینما نمی­ تواند بر عواطف انسانی متکی نباشد؛ نمی ­تواند بر آمال و آرزوهای بشری و … اما در تمامی این موارد هرگز نباید از این اصول فارغ شود:

– اصالت دادن به ضعف­ های بشری مجاز نیست.
– آزادی انسان و عقل و اختیار او نباید محکوم جذابیت‌های تکنیکی واقع شود.
– جذابیت نباید هدف قرار بگیرد.
– اعتنا به نیازهای انسان برای ایجاد جاذبه نباید به ممانعت از سلوک او به سوی کمال وجود خویش منجر شود.

اتکا بر ضعف­ های بشری برای نگاه‌داشتن تماشاگران روی صندلی سینما سوءاستفاده‌ای است بسیار رایج و موفق؛ بعضی­ها چنین می ­اندیشند که ضرورت مخاطبه با ضعف­ های بشر از لوازم ذاتی سینماست. آن‌ها در جواب ما می­ گویند: «سینما همین است که هست؛ شما توقعات خود را پایین بیاورید». حال آن که اگر ملاک تجربه باشد، در میان فیلم­سازان غربی هم هستند کسانی که برخوردی جز این با تماشاگر داشته­ اند. آن‌ها گاهی همچون «آندره وایدا» در فیلم «ارض موعود»، مخاطب خویش را رفته‌رفته به سوی نحوی خودآگاهی محدود هدایت می­کنند و یا همچون «فرانچسکو روزی» در فیلم «سه برادر» با فطرت تماشاگر مخاطبه دارند؛ و درعین‌حال به مسئله جذابیت نیز بی­اعتنا نبوده­ اند.

Three_Brothers_(1981_film)

 پستر فیلم سه برادر

Ziemia_Obiecana_original_poster

پستر فیلم سرزمین موعود 2

جذب انسان­ ها به سوی اهدافی که با حیات طیبه انسانی مخالفت دارد، ظلمی است غیرقابل‌بخشش. انسان اجازه ندارد لذت بردن را به مثابه غایتی برای حیات خویش اختیار کند. شکی نیست که سینما از توان بسیاری برای ایجاد تفنن و تلذذ برخوردار است، و اگر نبود این حقیقت که «خلقتم للبقاء لا للفناء» (شما را برای بقا آفریده­اند نه فنا) انسان نیز می­ توانست خود را تسلیم لذات کند و کسی هم داعیه ­ای جز این نداشت.

جان کلام این که باید تماشاگر فیلم را انسانی صاحب عقل و اراده و حریت ذاتی دانست و با او آن چنان رفتار کرد که شأن انسانی او اقتضا دارد. جذابیت فقط در برابر نیازهای بشری معنا دارد و لذا اگر راه سوءاستفاده از ضعف­ های تماشاگر را بر خود ببندیم، باید روی به جاذبه ­هایی بیاوریم که جانب کمال انسانی را رها نکرده­اند و ریشه در فطرت الهی انسان دارند.

آن چه در این جا بر قلم می­ گذرد در مقام تبیین حکمی و اعتقادی است، اگر نه، نویسنده خود واقف است که جست و جوی راه، موکول به تجربه­ عملی در کار فیلم­سازی است. مهم آن است که بدانیم راه ما فراسوی قواعد رایج در سینمای تجاری قرار دارد و عموم آن چه به مثابه قواعد مسلم و خدشه‌ناپذیر تلقی می­شود، بت­ هایی است که باید شکسته شود. راه ما راه فطرت است، و البته همان طور که گفتیم، نه آن‌چنان است که در سینمای غرب مطلقاً نشانه­ هایی از آن منظری که ما در جست و جوی آن هستیم یافت نشود.

پرسش و پاسخ

چنانچه پیرامون این درس پرسشی دارید، از بخش زیر برای ما ارسال کنید:

نام شما:*

ایمیل شما:*

تعداد بازدید:1,995
بدون دیدگاه

دیدگاه تازه‌ای بنویسید:

*


*

RSS