Print Friendly
آموزش مجازی سفیرفیلم

خلاصه آینه جادو | درس چهارم: قاب تصویر و زبان سینما

OLYMPUS DIGITAL CAMERA

در درس چهارم از سیر «خلاصه آینه جادو» از آموزش مجازی سفیرفیلم، با زبان سینما و قواعد آن در اندیشه شهید آوینی آشنا شوید.

درس چهارم – قاب تصویر و زبان سینما

پس از پایان انتشار درس سوم از سیر جدید «خلاصه آینه جادو» از آموزش مجازی سفیرفیلم، امروز در درس چهارم از این سیر به بررسی قاب تصویر و زبان سینما در اندیشه شهید سیدمرتضی آوینی می پردازیم.

پرده سینما کادری است محدود و مربع مستطیل و این محدودیت و شکل هندسیِ خاص پرده‌ی سینما یا فریم فیلم، خصوصیتی است که بخش عظیمی از قواعد بیانی سینما نسبت به آن تعیین می‌یابد.

همین امر دستورها و قواعد خاصی را به عرصه‌ی بیان سینمایی یا زبان سینما می‌کشاند. هر چیز به محض آن که در قاب تصویر قرار می‌گیرد، از واقعیت خارج از ما جدا می‌شود و مفهوم خاصی می‌یابد و در واقع تبدیل به «نشانه»ای می‌شود برای اشاره به معنایی خاص.

برای ورود در بحث بیان تصویری در سینما این اولین مطلبی است که باید مورد تذکر قرار گیرد: قابلیت بیانی تصویر.

کیفیات و معانی قابل‌دیدن نیستند و بنابراین، مسئله‌ی ما از آغاز برای عبور از عالم محسوسات به عالم معانی این است که «چگونه مفاهیم و احساسات درونی را نمایش پذیر سازیم؟» در این جاست که بحث نشانه‌شناسی به مثابه یک امر اصولی به میان می‌آید.

در این جا باید همه‌ی قابلیت‌های متعدد فیلم مورد استفاده قرار بگیرد؛ باید راه‌هایی برای ترجمه‌ی کیفیت‌ها به علامات تصویری پیدا کرد. حالات و حرکات، چهره و اندام پرسوناژها، سایه و روشن فضاها، ترکیب اشیا در فضا، رنگ‌ها، حرکات و زوایای دوربین و… به مثابه کلماتی هستند که زبان تصویری سینما را صورت بخشیده‌اند و فیلم‌ساز توسط آن‌ها با دیگران سخن می‌گوید. پیدایش  سبک‌ها قبل از هر چیزی نتیجه‌ی تلاش‌های مختلف هنرمندان برای بیان مفاهیم و احساسات خویش از طریق نشانه‌ها یا سمبل‌ها بوده است.

اگر خیره‌شدن بخواهد به کمیتی متناسب با خویش در قاب تصویر تبدیل شود، فیلم‌ساز یا عکاس چه خواهد کرد؟ تصویر درشت همان نشانه‌ای است که خیره‌شدن را می‌رساند و با این کار، موضوع تا آن‌جا که ممکن است در کادر فیلم یا عکس بزرگ می‌شود و همه‌ی کادر را اشغال می‌کند و اشغال کادر یعنی اشغال ذهن هنرمند.

وقتی مجموعه‌ای از عناصر یا اجزا در یک تصویر دور یا لانگ شات جمع شده‌اند، خود به خود این مفهوم در تصویر نهفته است که هنرمند توجه خاصی به هیچ یک از این عناصر ندارد و مجموعه‌ی آن‌ها است که منظور نظر او واقع شده است و حال آن که طبیعتاً توجه خاص نسبت به جزئیات، تصاویر درشت‌تری را اقتضا می‌کند.

OLYMPUS DIGITAL CAMERAلذا هر شیء یا عمل، متناسب با ارزش که در سیر منطقی، عاطفی و یا دراماتیک فیلم دارد، باید از اندازه‌ی خاصی متناسب یا متناظر با آن برخوردار شود. علت این که فیلم‌ساز ناچار است که یک عمل یا حادثه‌ی واحد را به اجزای متعددی تقسیم کند و برای هر یک از اجزا در تصویر، اندازه و زاویه‌ی خاصی را انتخاب کند همین است که قسمت‌های مختلف آن عمل یا آن حادثه در سیر منطقی یا عاطفی فیلم از ارزش‌های متفاوتی برخوردار هستند و تبیین این ارزش‌های متفاوت در فیلم، لاجرم باید از طریق انتخاب اندازه‌ها، حرکات و زوایای مختلف انجام شود.

با حرکات دوربین نیز این انتخاب همراه است. اگر درست در ضرورت حرکت دوربین بیندیشیم، در خواهیم یافت که این حرکات در واقع جانشین حرکاتی است که از تماشاگر سلب شده است. این‌بار به خلاف عالم واقع، چشم ثابت است و فضا در پیش چشم حرکت می‌کند، چرا که فیلم‌ساز باید آن‌چه را که خود می‌خواهد به تماشاگر نشان دهد. این فیلم‌ساز است که تماشاگر را با خود در فضای فرضی فیلم به گردش می‌برد.

AlamoFilming

دنیای تصویر همان اندازه به عالم واقع یا دنیای طبیعی نزدیک می‌شود که فیلم‌ساز توانسته است خود را به واقعیت نزدیک کند. این فیلم‌ساز است که واقعیت را به پاره‌های کوچک‌تر تقسیم می‌کند و آن را دیگر‌باره همان گونه که خود می‌خواهد ترکیب می‌کند. آن چه که فیلم‌ساز را در این کار یاری می‌دهد، در مرحله‌ی اول این امکان است که او می‌تواند «نسبت‌های طبیعی اشیا را در قاب تصویر در هم بریزد و نسبت‌های تازه‌ای میان آنها برقرار کند.»

پرسش و پاسخ

چنانچه پیرامون این درس پرسشی دارید، از بخش زیر برای ما ارسال کنید:

نام شما:*

ایمیل شما:*

تعداد بازدید:1,496
۴ دیدگاه
  1. سلام
    چرا فایل pdf رو تو چند درس اخیر نمیزارید؟

  2. سلام
    درس سوم و چهارم به صورت pdf قابل دانلود نیست
    لطفا درستش کنید
    ممنون.

دیدگاه تازه‌ای بنویسید:

*


*

RSS