Print Friendly
آموزش مجازی سفیرفیلم

خلاصه آینه جادو | درس پنجم: جادوی پنهان و خلسه نارسیسی

Echo_and_Narcissus

در درس پنجم از سیر «خلاصه آینه جادو» از آموزش مجازی سفیرفیلم، با جادوی پنهان سینما و تاثیرات آن در اندیشه شهید آوینی آشنا شوید.

درس پنجم- جادوی پنهان و خلسه نارسیسی

پس از پایان انتشار درس چهارم از سیر جدید «خلاصه آینه جادو» از آموزش مجازی سفیرفیلم، امروز در درس پنجم از این سیر به بررسی جادوی پنهان سینما و تاثیرات آن بر مخاطب، از دیدگاه شهید سیدمرتضی آوینی می پردازیم.

نارسیس جوانی در اساطیر یونان که به تصویر خویش در آب دل می‌بازد و جان بر سر این عشق می‌گذارد و آن گاه به گلی همنام خود (نرگس) بدل می‌شود.

narsis

قصد دارم که محور اصلی مباحث این مقاله را سخنانی قرار دهم که مارشال مک لوهان در باب رسانه‌ها و پیام‌ها گفته است.

اکنون زندگی ما، به خصوص کودکان و نوجوانانمان، در اوقات فراغت نظم مسلکی خویش را از دست داده و نظامی متناسب با برنامه‌های تلویزیون گرفته است.

این امر پیش از آن که به برنامه‌های تلویزیون ارتباط پیدا کند به آن جادوی پنهان یا بار خودآگاه ارتباط دارد که در ذات تلویزیون نهفته است و این که نظام زندگی ما اکنون ضرباهنگ خویش را نه از دین که از تکنولوژی می‌گیرد. در درون خانه، تلویزیون روابط متقابل اعضای خانواده را با یکدیگر بریده است و با وجود یک تلویزیون روشن، دیگر جمع واحدی در خانه نمی‌شود. همه فردفرد، جدا از هم نشسته‌اند و رابطه‌ای فردی بین خود و تلویزیون برقرار کرده‌اند.

رابطه سینما و تلویزیون با مخاطبان خویش نوعی رابطه تسخیری است که از طریق ایجاد جاذبه در تماشاگر برقرار می‌شود اگر چه تسخیر به میل، نه به عنف و اکراه. این چه جاذبه‌ای است و از چه طریق عمل می‌کند و تأثیرات جادویی خود را بر کدام یک از ساخت‌های وجودی انسان می‌نهد؟ مک لوهان هوشیارانه این تأثیرات را با اثری که موسیقی بر روان باقی می‌گذارد قیاس می‌کند.

tv_advertising_hypnosis

تاثیر موسیقی نیز بر انسان نه بر قلمرو عقل و فهم بلکه بر قلمرو احساس است و لذا انسان هرگز از عهده تجزیه و تحلیل عقلاییِ تأثیرات موسیقی بر روان خویش بر نمی­آید. آیا میان ساحت احساس و ساحت عقل و فهم رابطه­ای نیست؟ مک­­لوهان درست می­گوید که: «اثرات تکنولوژی در قلمرو عقاید و مفاهیم حادث نمی­شود، بلکه الگوهای احساسی را بدون مقاومت و به طور مستمر تغییر می­دهد.»

اثرات تکنولوژی به طور اعم، و سینما و تلویزیون به طور اخص، خارج از حیطه مفاهیم ظاهر می­شود و لذا مک­­لوهان سخن از جادوی وسایل و بار ناخودآگاه آن‌ها می­‌گوید. تلویزیون آدم­ها را مفتون و مسحور می‌­کند و قابل انکار نیست که سحر آن در انسا‌‌ن‌­های ضعیف‌­النفس، کودکان و اشخاصی که آنان را اصطلاحاً عاطفی و احساساتی می‌خوانند بیش­تر کارگر می‌­افتد.

جادوی سینما و تلویزیون خارج از حیطه مفاهیم، در برزخِ تأثرات احساسی و روانی ظاهر می‌­شود و لذا اثرات تخریبی و یا احیاناً تربیتی خویش را بیش­تر بر ضمیر نابه­‌خودآگاه باقی می­‌گذارد، اگرچه راه دنیای خودآگاهی نیز بر آن بسته نیست.

الگوهای احساسی انسان­‌ها در جوامع مختلف مبتنی بر عادات و تعلقات و آداب و رسوم آن قوم هستند و عادات و تعلقات و آداب و رسوم نیز از فرهنگ منشأ می­‌گیرند. بین فرهنگ و معتقدات رابط‌ه­ای کامل و مستقیم، اما ناپیدا، موجود است و لذا ورود غیر مترقبه‌ی محصولات تکنولوژی به جامع‌ه­ای که هنوز فرهنگ و ساختاری سنتی متکی بر دین دارد، به یک تعارض ناپیدای فرهنگی در باطن آن جامعه منجر خواهد شد.

نمی­‌خواهیم بگوییم که دین و تمدن امروز منافی یکدیگرند، اما این هست که اگر ما احکام عملی زندگی خویش را از دین اخذ کنیم، دیگر نخواهیم توانست از این ابزار و وسایل درست همان گونه که در جوامع غربی معمول است استفاده کنیم.

ما معمولاً ذات وسایل را نادیده می‌­گیریم و ساده­‌لوحانه چنین خیال می­‌کنیم که از هر چیزی می­‌توانیم هر طور که می‌­خواهیم استفاده کنیم، حال آن که چنین نیست. تلویزیون و سینما ابزار و وسایلی نیستند که هر کس هر طور که بخواهد آن‌ها را به کار برد و اصولاً ابزار هرچه بیش­تر به سوی اتوماسیون و پیچیدگی تکنیکی حرکت کنند، محدودیت­‌های بیش­تری را بر اختیار و اراده‌ی آزاد انسان تحمیل می‌­کنند. این سخن مک­لوهان که رسانه همان پیام است به همین معناست که رسانه‌­ها موجبات و اقتضائاتی دارند که از آن نمی‌­توان گریخت. مقصود ما نه نفی تکنولوژی، که تحقیق در ماهیت آن است و لذا از خوانندگان درخواست می­‌کنیم که پیش از آنکه مقاله‌ی ما به مرحله‌ی استنتاج برسد درباره‌ی مطالب آن قضاوت نکنند.

مک­‌ لوهان می‌­نویسد: «…سرعت برق (الکتریسیته) موجب رسوخ تکنولوژی غرب به دورافتاده‌­ترین قسمت جنگل­‌ها، صحراها و دشت­‌ها گردیده و نمونه‌ی آن عرب بدوی سوار بر شتر است با یک رادیوی ترانزیستوری. وضع اقوامی که در سیل مفاهیمی غرق شده­‌اند که فرهنگ گذشته‌ی آن‌ها ایشان را برای آن آماده نکرده است، نتیجه‌ی طبیعی تسلط تکنولوژی غربی است…»

Radio news

ساختار سنتی اجتماع ما مبتنی بر دین است و ساختار اجتماعی غرب نیز سه چهار قرن طول کشید تا بر شریعت علمی جدید استوار گشت و این دو، متوجه غایت واحدی نیستند. وضع کنونی عموم اقوامی که آنان را جهان سوم می­‌نامند در برابر تمدن غرب، وضع کودکی است که شیفتگی­‌اش در برابر اسباب­‌بازی­‌های رنگارنگ چشم او را بر خیر و صلاحش بسته است. استفاده از این ابزار خواه‌ناخواه فرهنگ خاصی را می‌­خواهد که بدان فرهنگ صنعتی می‌­گویند و تنظیم حیات بر مبنای استفاده از این ابزار ملازم با احکام عملی خاص یا اخلاقی صنعتی است که نظم تشریعی ملازم با دین و دینداری را نفی می‌­کند. چه باید کرد؟

شأن انسان والاتر از آن است که به اسباب و وسایل تعلق پیدا کند. پیشنهاد ما آن نیست که ابزار تکنولوژیک را به دور بیندازیم؛ آن­چه که ما باید خود را از آن در امان داریم مرعوب و مفتون شدن در برابر تکنولوژی است. آن چه را که ما تعلق ناشی از خودبینی به وسایل می­‌نامیم، مک­لوهان خلسه‌ی نارسیسی نامیده است و این عنوانِ بسیار مناسبی است، چرا که نارسیس نیز با غرقه شدن در خودبینی است که از وضع خود نسبت به جهان غافل می‌­شود.

پرسش و پاسخ

چنانچه پیرامون این درس پرسشی دارید، از بخش زیر برای ما ارسال کنید:

نام شما:*

ایمیل شما:*

تعداد بازدید:1,517
بدون دیدگاه

دیدگاه تازه‌ای بنویسید:

*


*

RSS