Print Friendly
آموزش مجازی سفیرفیلم

خلاصه آینه جادو | درس هفتم: درباره ارتباطات

درباره-ارتباطات

در درس هفتم از سیر «خلاصه آینه جادو» آموزش مجازی سفیرفیلم، با مفهوم ارتباطات در اندیشه شهید آوینی آشنا شوید.

درس هفتم- درباره ارتباطات

پس از پایان انتشار درس ششم از سیر جدید «خلاصه آینه جادو» از آموزش مجازی سفیرفیلم، امروز در درس هفتم از این سیر به بررسی ارتباطات از دیدگاه شهید سیدمرتضی آوینی می پردازیم.

«تکنولوژی ارتباطات اکنون کره‌ی زمین را به یک دهکده‌ی بزرگ تبدیل کرده است.» این سخن که اکنون یکی از مشهورات عامّ افکار عمومی در سراسر جهان است، تبعاتی دارد. آن چه توسط این شبکه‌ی جهانی ارتباطاتبه مردم سراسر کره‌ی زمین انتقال می‌­یابد اطلاعات است؛ «اطلاعاتی حامل یک فرهنگ واحد منشأ گرفته از عقل علمیِ جدید». آن چنان که در علم ارتباطات می­‌گویند، این اطلاعات مجموعه­ای از علائم و نشانه­‌ها هستند که باید آن‌ها را در واقع «صورتِ تبدیل یافته‌ی فرهنگ» خواند. تصور دهکده‌ی واحد جهانی خودبه‌خود با قبول یک فرهنگ واحد برای مردم سراسر کره‌ی زمین ملازم است و هر فرهنگ، آن چنان که در علم ارتباطات می‌­گویند نسبت به جهان آفرینش دارای «نگرش و تبیین» خاصی است و لذا تعبیر دهکده‌ی جهانی لامحال است.

این بدین معنا است که ساکنین این دهکده‌ی واحد، شریعت واحدی را نیز پذیرفته‌­اند. جهان‌­بینی مهم­ترین حوزه­ای است که نظام فرهنگی را صورت می‌­بخشد. همین جهان‌بینی است که با تبدیل یافتن به نشانه‌­ها و علائمِ قابل انتقال سمعی و یا بصری، عنوان اطلاعات پیدا می‌­کند. منشآتِ جهان‌شناسیِ عقل علمی جدید، فرهنگی است که با هیچ فرهنگ دیگری غیر خویش جمع نمی‌­شود و در روبه‌­رویی بافرهنگ‌های دیگر، اگر از عهده برآید، آنان را هضم می­‌کند و اگرنه، روی به مقابل‌ه­ای نابرابر می‌آورد و از آن­ جا که احکام آن بیش­تر به مذاق عقلِ سطحی خوش می‌­آید، غالباً نتیجه‌ی مقابله­ای این‌چنین، آن­ سان که در میان غالب اقوام جهان سوم می‌­بینیم، به سود فرهنگ غربی است.

علم‌زدگی و تکنوکراسی سرنوشت محتوم قریب به اتفاق دانش‌جویان دانشگاه­‌ها است، چرا که انسان به شدت در معرض این خطر عمده قرار دارد که علت را با سبب اشتباه بگیرد و در ضمن گریز فطری­اش از جهل، روی به نظام­‌های فکری خاصی بیاورد که یک آگاهی سطحی به «واسطه­‌ها و اسبابِ حدوثِ عالم»، آنان را از تفکر در علت و ماهیت کفایت کرده است.

First-January-31st-birthday-of-internet-1

محتوای ارتباطات در این دهکده‌ی جهانی اطلاعات است، «اطلاعاتی منشأ گرفته از فرهنگ مسلطِ جهانی که فرهنگِ تمدن اروپایی است و نظام ارزشی ملازم با آن.» این فرهنگ سلطه‌­گر و سلطه­‌گرا برای مبدل کردن جهان به یک دهکده‌ی واحد، همه‌ی نظامات لازم را نیز تأسیس کرده است: اعلامیه‌ی جهانی حقوق بشر، سازمان ملل متحد، شورای امنیت، و…. از همه مهم­تر تفکر (یا شبه تفکر) مبتنی بر مشهورات علمی که آن را فلسفه علمی می­‌گویند.

اگر آن چنان که در علم ارتباطات می‌­گویند «تفکر، حاصل ارتباطات است»، چرا در جهان امروز نمونه‌­ای چون انقلاب اسلامی ایران فرصت وقوع داشته است؟ اگر بخواهیم صادقانه سخن بگوییم، باید گفت که اصلاً آن چه ما می‌­گوییم، بر مبانی نظری دیگری متغایر و حتی متضاد با مبانی نظری تمدن جدید استوار است و لذا سخن ما را با این عقل اعتباری یا شبه تفکری که حاصل ارتباطات جهانی و نفوذ فرهنگ مسلط اروپایی است نمی­‌توان دریافت.

«تاریخ حیات معنوی» انسان را بر کره زمین باید در تاریخ انبیا جست و جو کرد. میان این تاریخ (یعنی تاریخ حیات معنوی بشر) با تاریخ حیاط طبیعی او چه نسبتی است؟ «عقل علمی جدید» از یک سو انسان را به جایی کشانده که علیت را فقط در سببیت فیزیکی و شیمیایی می‌بیند و نمی‌تواند هیچ صورت دیگری برای علیت تصور کند.

در این تصور، انسان میمونی اجتماعی است که رفته‌رفته در سیرِ از بدویت به سوی تمدن به تفکر و تعقل و نطق (سخن گفتن) دست یافته است. بنابراین، عجیب نیست اگر در علم ارتباطات تفکر را حاصل ارتباطات بدانند؛ حال آنکه تفکر و تعقل و نطق تعیناتی (بهره‌هایی) مربوط به روح الهی انسان است که به ظهور رسیده. حتی گرایش به مدنیت را نیز چه ناشی از غریزه استخدام بدانیم (آن چنان‌که علامه طباطبایی معتقد است) و چه به فطرت جمعی بشر بازگردانیم، باید از غایاتی محسوب داریم که در روح انسان نهفته است و در سیر تاریخی انسان به سوی غایات وجودی خویش به فعلیت می‌رسد.

om-maimuta1-600x401

مسلماً چه در بررسی طبیعت و چه در ارزیابی صیرورت (گردش) تاریخی جوامع انسانی، ما با نوعی تکامل تدریجی رو به رو می‌شویم که به روشنی مشاهده‌پذیر است. اما این سیر لزوماً بر سیر تکمیل ابزار تولید منطبق نیست. اگر این انطباق وجود می‌داشت، ما می‌توانستیم لفظ تمدن را با تکامل مترادف بینگاریم. لکن لازمه این انگار آن بود که فی‌المثل انقلاب صنعتی همزمان با بعثت کامل‌ترین فرد انسانی یعنی حضرت رسول اکرم (ص) رخ می‌داد، حال آن‌که نه تنها این‌چنین نیست، بلکه بالعکس، بعثت ایشان همزمان با دوران جاهلیت اولی است!

ما باید رفته‌رفته بیاموزیم که این دو معنای تکامل و تمدن را از یک دیگر تفکیک کنیم. بشر امروز نه فقط همچون حیوانات می‌زید، بلکه در اندیشیدن و اعتبارات ذهنی نیز بیش از آنچه بتوان تصور کرد به حیوانات نزدیک شده است. وقتی غایت آمال بشر چیزی جز یک تمتع حیوانی از حیات نباشد، نباید متوقع بود که محتوای آیاتی چون یَتَمَتَّعوُنَ و یأکُلُنَ کَما تأکُلُ إالاَنعامُ «از متاع زودگذر دنیا بهره می‌گیرند و همچون چهارپایان می‌خورند.» درباره او محقق نگردد. و اما عقل علمی جدید اصلاً عالم روح را انکار می‌کند و اگر نتواند امری را در حیطه سببیت فیزیکی و شیمیایی، آن هم به زبان علوم امروز توضیح دهد، آن را نفی خواهد کرد.

انسان به موازات حیات معنوی خویش دارای حیاطی طبیعی است که با تلاش او برای تأمین حاجات ظاهری‌اش صورت می‌بندد. بین این دو معنا از تکامل که یکی در جهت تأمین حاجات طبیعی تحقق می‌یابد و دیگری با تزکیه نفس و تصفیه روح، رابطه‌ای مستقیم حاکم نیست؛

سینما، رادیو و تلویزیون و روزنامه وسایلی بی‌سابقه‌ای هستند که حتی نشانی از آن‌ها در گذشته‌ها وجود نداشته است. حتی باید گفت بسیاری از نیازهایی ‌که توسط این رسانه‌ها برآورده می‌شوند نیز در گذشته وجود نداشته است؛ هم نیازها جدید هستند و هم متعلقات این نیازها.

اتوماسیون (خودکاری) پدیداری است که اتومبیل را ماهیتاً از گاری و درشکه متمایز می‌سازد. اتوماسیون چیزی است که در یک حیطه محدود می‌تواند جایگزین نیروی کار انسان یا حیوانات شود. این امر با توجه به خصوصیات روانی و نفسانی غالب انسان‌ها می‌تواند ماشین را به یک وسیله بسیار جذاب، فریبنده و فتنه‌انگیز تبدیل کند.

جایگزینی ماشین به جای اعضای بدن انسان در یک مقیاس وسیع تاریخی می‌تواند ضایعات غیرقابل جبرانی به بار بیاورد که از هم اکنون، بعد از تقریباً سه قرن که از انقلاب صنعتی می‌گذرد، آثار آن رفته‌رفته ظاهر شده است.

تمدن جدید بدان علت که از همان آغاز تعریف غلطی از انسان داشته است، اکنون به طور گسترده به مصنوعاتی دست یافته است که مظهر همان اشتباه اولیه هست و با انسان مواجهه‌ای دارند که نمی‌بایست پیش بیاید.

شیفتگی مخاطبان در برابر این وسایل آن همه است که شاید هیچ رابطه دیگری در سراسر جهان با آن قابل قیاس نباشد. همه اشیا و موجوداتی که ذاتاً از جاذبیت برخوردارند خواه نا خواه مواد مستعدی برای ایجاد مفسده نیز هستند. چنان‌که درباره پول و زنان  این‌چنین شده است. در یک افسانه مشهور آمده که شیطان بعد از آفرینش زن و اختراع پول گفته است: «همین دو تا مرا کفایت می‌کنند برای آن‌که بتوانم همه ابنای آدم را گمراه کنم». بنده فکر می‌کنم که تلویزیون و سینما را نیز باید به این افسانه قدیمی افزود.

نکاتی چند نیز در باب زبان به مثابه یک وسیله ارتباط جمعی باقی مانده است که مختصراً بدان می‌پردازیم:

در روزگار ما این توهم وجود دارد که حتی خود زبان را نیز چون یک رسانه گروهی یا وسیله‌ای در خدمت ارتباطات جمعی می‌نگرد. در این تصور، زبان فقط به زبان محاورات اطلاق می‌شود و لذا کسانی که این‌چنین می‌اندیشند نگران تغییر و تحول زبان در نسبت با سیر تطور اعتبارات اجتماعی و سنت‌ها نیستند، و همین کسانند که نهایتاً اعتقاد می‌یابند که زبانی چون زبان قلابی «اسپرانتو» باید جانشین همه زبان‌ها شود و اعتبار و استعمال بین‌المللی پیدا کند، هر چند که یک چنین کاری نابود گشتن سوابق تاریخی، فرهنگی و هنری همه را در پی داشته باشد.

teni-trankviligi-kaj-paroli-esperanto

متنی به زبان اسپرانتو

پس زبان را نمی‌توان فقط مجموعه‌ای از نشانه‌های قراردادی دانست که ابنای آدم برای ارتباط گرفتن با یکدیگر و تفهیم و تفاهم جعل کرده‌اند؛ بلکه حروف، «بسط کلام ازلی یا کلمه امر» هستند و از طریق آن‌ها و به واسطه انسان، منشور حقیقت در زبان جلوه یافته است.

پرسش و پاسخ

چنانچه پیرامون این درس پرسشی دارید، از بخش زیر برای ما ارسال کنید:

نام شما:*

ایمیل شما:*

تعداد بازدید:977
۲ دیدگاه
  1. سلام.لینک دانلود پی دی اف خراب هست.

دیدگاه تازه‌ای بنویسید:

*


*

RSS