Print Friendly
آموزش مجازی سفیرفیلم

خلاصه آینه جادو | درس نهم: تأملاتی در ماهیت سینما ۱

۰۹ TaAmolat dar mahiat cinema 01

در درس نهم از سیر «خلاصه آینه جادو» آموزش مجازی سفیرفیلم، با ماهیت و ذات سینما در اندیشه شهید آوینی آشنا شوید.

درس نهم- تأملاتی در ماهیت سینما ۱

پس از پایان انتشار درس هشتم از سیر جدید «خلاصه آینه جادو» از آموزش مجازی سفیرفیلم، امروز در درس نهم از این سیر به بررسی ماهیت و ذات سینما از دیدگاه شهید سیدمرتضی آوینی می‌پردازیم.

لازم به ذکر است که بحث «تأملاتی در ماهیت سینما» شامل ۱۰ درس متوالی می‌شود. این درس‌ها دنباله‌دار بوده و درس نهم  از سیر «خلاصه آینه جادو»، درس اول آن است.

در آغاز گفتار، بهتر است سینما را هنرِ تکنولوژیک بنامیم و بحث در اطراف مفاهیم و الفاظ هنر و تکنولوژی را به فرصتی دیگر واگذار کنیم.

نگارنده هر چند می‌‌‌‌‌‌‌‌‌داند که این وجیزه ارزش تقدیم به کسی را ندارد، اما فقط از سر ادای احترام، آن را به دوستان شهیدش تقدیم می‌‌‌‌‌‌‌‌‌دارد؛ آنان که طریق حق را در وصول یافتند، نه‌‌‌‌‌‌‌‌‌حصول؛ و رفتند به آن جا که هر سالکی را آرزوست.

۱. اصالت روش و ابزار از خصوصیات ذاتی و ماهوی تمدن غرب است و همین خصوصیت است که به آن امکان اشاعه و سیطره‌‌‌‌‌‌‌‌‌ای چنین شگفت‌‌‌‌‌‌‌‌‌آور و فراگیر بخشیده است. جهان غیر غرب نخست فریفته ابزار و روش‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها شده است و از طریق آن غایات را نیز پذیرفته است. مقبولیت عام تکنولوژی در آن جاست که می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌تواند از عهده تأمین حوایج حیوانی-انسانی به خوبی بر آید و این توجه، فی‌‌‌‌‌‌‌‌‌نفسه کافی است تا فطرت الهی انسان در محاق واقع شود.

این غایات فلسفی تمدن غرب است که صورت متدلوژی و تکنولوژی یافته است… و به این صورت، خودبه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌خود اختیار کردن روش‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها و ابزار کافی است برای آن که اختیار کننده را در جهت آن غایات سوق دهد.

اگر کسی بیندیشد که فرهنگ صنعتی شدن را می‌‌‌‌‌‌‌‌‌توان با هر فرهنگ دیگری مغایر آن در یک جا جمع‌‌‌‌‌‌‌‌‌آورد، سخت در اشتباه است. چنین کسی دانسته یا ندانسته فرهنگ غرب را عین کمال یا عین اسلام می‌‌‌‌‌‌‌‌‌انگارد.

charlie_chaplin02

و لکن ما داعیه‌‌‌‌‌‌‌‌‌دار انقلاب اسلامی در جهان امروز هستیم و اولین نتیجه ضروری این داعیه‌‌‌‌‌‌‌‌‌آن است که ما کمال بشر را در غایات دیگری جستجو کنیم. کمال انسان در قرب حق است و سالک این طریق، هرگز نباید این حقیقت را از یاد ببرد.

تکنیک فیلم‌‌‌‌‌‌‌‌‌سازی، یعنی مجموعه‌‌‌‌‌‌‌‌‌ی روش‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها و ابزارِ کار، فی نفسه حامل فرهنگ غرب و غایات روحی آن است. از خود می‌‌‌‌‌‌‌‌‌پرسید که: «پس چه باید کرد؟». چه پاسخ را بدانیم و چه ندانیم، این سؤال، فی‌‌‌‌‌‌‌‌‌نفسه نشانه بسیار خوبی از نزدیک شدن ایام فرج است، چرا که تا سؤال پیدا نشود، کسی در جستجوی جواب بر نمی‌‌‌‌‌‌‌‌‌آید؛ اگر چه جواب نیز، اجمالاً روشن است.

۳. فیلم خوب، در نزد عموم منتقدان، فیلمی است که بیننده آن فرصت چون و چرا پیدا نمی‌‌‌‌‌‌‌‌‌کند. یک طرف تماشاگر است که با کمال میل، رشته عقل و اختیار خود را به فیلم‌‌‌‌‌‌‌‌‌ساز می‌‌‌‌‌‌‌‌‌سپارد؛ و طرف دیگر، فیلم‌‌‌‌‌‌‌‌‌ساز است که با مجموعه‌‌‌‌‌‌‌‌‌ای از شیوه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها که در مجموع تکنیک‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌سینما نامیده می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌شود، می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌کوشد که بیننده را تا آخر کار بکشاند؛ و بالأخره باید پرسید که در این میان، فیلم‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ساز و بیننده چه «غایاتی» را دنبال می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌کنند؟

به راستی اگر با نظر حکمت و اخلاق در آن چه گفتیم بنگریم چه خواهیم دید؟ کار تماشاگر نوعی پرستش و بندگی و قبول ولایت است. او از خود سلب اختیار می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌کند و در یک فضای تاریک، چشم به صحنه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ای روشن می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌سپارد. گوش و چشم و روح و عقل و اختیار بیننده، همه، به فیلم‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ساز سپرده شده است. این کار ماهیتاً نوعی عبادت است و از لحاظ اخلاق نیز، با توجه به غایت آن ارزش پیدا می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌کند. ارزشی الهی یا شیطانی؛ گاه عبادت حق است و گاه عبادت شیطان.

6a00d83452e85869e2019b02539acf970d

فیلم، رویای بیداری است و فضای سینما نیز تاریک می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌شود تا هر چه ممکن است به برزخی که انسان در عالم خواب گرفتار آن است، نزدیک شود. چرا انسان‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌به این رویای بیداری پناه می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌آورد؟

دل سپردن به لذت و تفنن نیز فعل احراز (رسیدن به چیزی) نیست، اگر چه شرعاً مباح باشد. انسان آزاده هرگز طوع ولایتی را جز ولایت حق به گردن نمی‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌گیرد. روح آدمی ساحتی دارد که فطرت الهی اوست و ساحتی دیگر که متعلق بدن حیوانی اوست و عادات و تعلقات شخصیت و اجتماعی‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌اش. حیطه عمل فیلم‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ساز کدام یک از این ساحات وجودی بشر است؟

بشر امروز از حقیقت می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌گریزد و بسیار دوست می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌دارد که به این حیله‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌گری و شعبده‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌بازی‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها تسلیم شود و از رنج خودآگاهی بیاساید. سینماها، دیسکوتک‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها، میکده‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها، شهرهای بازی و بسیاری دیگر از مظاهر تمدن امروز، گریزگاه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌هایی هستند که بشر برای گریز از حقیقت وجود خویش ساخته است.

آن‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها اضطرابات و بی‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌قراری‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌های ارواح خویش را در خلأ روانی موهومی که از این طریق حاصل می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌آید، پنهان می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌کنند. حال که سخن به این جا کشید بگذارید بگویم که اضطراب و بی‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌قراری روح، ناشی از دوری است؛ دوری از خدا و هیچ راه حقیقی برای ارضای آن، جز رسیدن به قرب خدا وجود ندارد. باقی راه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها را، هر چه هست، سرابی بدان، موهوم و دروغین.

۳. بشر امروز در جستجوی بهشت موهوم زمین است و به این بهشت جز با ترک عقل و اختیار نمی‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌توان رسید. مقصودم از عقل، «عقل دل» است، نه «عقل روزمره». عقل دل، عقلی است که با آن حضرت رحمان عبادت می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌شود.‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌عقل و اختیار، ذات و ماهیت حقیقی انسان است و وجه تمایز او از حیوانات و فرشتگان.

چرا بشر امروز این همه در اثبات حیوانیت خویش اصرار می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ورزد؟ حیوان مجبور است و عقل و اختیار ندارد و لاجرم می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌تواند اهل تعهد و تاریخ و سؤال و جواب و دین و معاد نباشد. زندگی حیوان‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌صفت برای آدمی زاد با لذت و تفنن بسیاری همراه است. بشر امروز می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌خواهد بی‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌دغدغه، آن‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌چنان که هست به شهوت و غضب روی بیاور، وِلَنگار باشد و ستمگر. اما سرزنش نفس لوامه او را به اضطراب می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌اندازد و دغدغه مرگ کابوسی است که او را رها نمی‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌کند.

Disneyland Paris Magic Christmas Season Launch

انسان ذاتاً اخلاقی و تاریخی است و اهل درد و ابتلا، و این‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌چنین، بهشت زمینی جزیره‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ای بی‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌تاریخ در اقیانوس وهم و غفلت است. دغدغه مرگ و معاد جز با غفلت از آن از بین نمی‌‌‌‌‌‌‌‌‌رود و غفلت نیز با ترک خودآگاهی و عقل و اختیار میسر می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌شود. در تمدن امروز هر آن‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌چه که بتواند این غفلت را حاصل کند مجاز و معروف‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌است. اگر می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌گساری و تدخین در عرف این روزگار اعمالی شمرده می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌شود، علتی جز این ندارد. سینما در مغرب زمین غفلت‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌کده‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ای دیگر همچون میکده است، اما برای ما… می‌‌‌‌‌‌‌‌‌تواند که این‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌چنین نباشد.‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌

پرسش و پاسخ

چنانچه پیرامون این درس پرسشی دارید، از بخش زیر برای ما ارسال کنید:

نام شما:*

ایمیل شما:*

تعداد بازدید:847
بدون دیدگاه

دیدگاه تازه‌ای بنویسید:

*


*

RSS