Print Friendly
آموزش مجازی سفیرفیلم

خلاصه آینه جادو | درس یازدهم: تاملاتی در ماهیت سینما ۳

۰۹ TaAmolat dar mahiat cinema 03

در درس یازدهم از سیر «خلاصه آینه جادو» آموزش مجازی سفیرفیلم، با ادامه مطالب درس دهم در مورد ماهیت و ذات سینما در اندیشه شهید آوینی آشنا شوید.

درس یازدهم- تاملاتی در ماهیت سینما ۳

پس از پایان انتشار درس دهم از سیر جدید «خلاصه آینه جادو» از آموزش مجازی سفیرفیلم، امروز در درس یازدهم از این سیر به ادامه بررسی ماهیت و ذات سینما از دیدگاه شهید سیدمرتضی آوینی می‌پردازیم.

۶٫ جذابیت از لوازم ذاتی سینماست. سینمایی که می‌خواهد در خدمت اسلام قرار بگیرد، اگر چه نمی‌تواند مسئله‌ی جذابیت را به طور کامل منفی کند، اما باید بتواند از آن عبور کند.

سینمایی که می‌خواهد در خدمت اسلام باشد، باید روی خطاب خویش را به فطرت الهی انسان بازگرداند. هنرمند اهل شهود و حضور است و هنر نوعی معرفت شهودی در حقایق متعالی عالم وجود. اثر هنری بیان آن واقعیت شهود و حضور است؛ پس هنرمند باید اهل بیان نیز باشد؛ یعنی باید فن بیان را نیز بداند.

اهمیت تکنیک بیان (فن بیان) در هنر جدید تا آن جا است که سیر تمامیتِ تاریخی هنر مدرن، در حقیقت، سیرِ جست‌وجویی است که هنرمندان متجدد برای یافتن سبک‌های بیانی تازه‌تر انجام داده‌اند. اما آیا هرگز جای این سؤال وجود ندارد که محتوای هنر مدرن چیست؟ به راستی این همه تلاش برای بیان چیست؟ اگر هنرمند دیگر انس حضور ندارد و اثر هنری دیگر بیان اوقات شهود و حضور نیست، پس چیست؟

هنر مدرن، اگر چه به تکنیک بیان اصالت می‌دهد، اما هرگز در حد تکنیک محض توقف نمی‌کند. در سینما اگر چه شناخت تکنیک آن از همه چیز مهم‌تر است اما سینما نهایتاً فقط تکنیک نیست که اگر تنها دستورالعمل کاربرد آن را از غربی‌ها فرابگیریم، ما را کفایت کند.

در سینما، فیلم‌ساز تکنیک سینما را در خدمتِ بیان نفسانیات خویش می‌خواهد و بنابراین هرگز در حد تکنیک محض توقف نمی‌کند. فیلم‌ساز نسبت به همه‌ی مسایل عالم وجود نظر می‌دهد و هیچ حد و مرزی برای کار خویش نمی‌شناسد؛ مگر فیلم‌ساز از صلاحیت اظهارنظر در همه این موارد برخوردار است؟

در جهان امروز، عموم هنرمندان، حق مسلم خویش می‌دانند که درباره عموم مسایل اظهارنظر کنند، چرا که می‌گویند: «تخیل آزاد لازمهی کار هنری است.» اما چون از تعهد با آنان سخن‌ گویید، روی ترش می‌کنند که: «هنرمند تنها نسبت به هنر خویش متعهد است و هر نوع تعهد دیگری منافی تخیل آزاد است.» به راستی مگر این تخیل چیست که می‌تواند از تعهد آزاد باشد؟

CreativeMind2

فضای طَیَران و جَوَلان خیل هر کس به وسعت روح اوست. فرد در درون خود و معتقدات و عادات و تعلقاتش زندانی است و بر این فرض، هنر عین تعهد است و هرگز نمی‌تواند از تعهد آزاد باشد. بعد از مرگ نیز، انسان در عالم اعمال خویش زندگی می‌کند. انسان در درون خودش زندانی است، اما این زندان نفس را می‌تواند آن همه وسعت ببخشد که آسمان و زمین را در برگیرد. خداست که فرموده است:، لا یَسَعُنی اَرْضِی وَلا سَمائی و لَکِنْ یَسَعُنی قَلْبُ عَبْدِی المُؤمِن ». انسان اگر بتواند خود را در خدا فانی سازد  نورالانوار طلعت شمس حق، از او نیز متجلی خواهد شد و عزت و عظمتی خواهد یافت، بی‌نهایت؛ و اگر نه، زندان تعلقات و عادات دنیایی تنگ‌تر و تاریک‌تر از گور است و خیال نیز بالتَّبَع یا «بُراقِ بلندپرواز آسمان معراج» است، یا «خفاش روز کورِ مغازه تنهایی».

با این مقدمات یک بار دیگر از خود سؤال کنیم که تخیل آزاد یعنی چه. این آزادی، آزادی از چیست؟ یعنی هنرمند حق دارد در جهان توهمات و تصورات بیمارگونه و مالیخولیایی خویش، هرچه می‌خواهد بگوید و بنویسد و هر نقش که می‌خواهد بپردازد و هر فیلمی که می‌خواهد بسازد و… کسی هم حق نداشته باشد که چون و چرا کند؟

oped

می‌گویند: «خَلط مبحث نکنی، بحث‌های اخلاقی را با هنر اشتباه نکنید.» باید پرسید: «مگر هنرمند می‌تواند حد نگه دارد و از اظهارنظر در باب اخلاق پرهیز کند؟» هنرمند امروز هرگز از خود نمی‌پرسد که آیا این حرف‌ها که می‌خواهم بیان کنم ارزش گفتن دارد یا نه؛ فقط سعی می‌کند که خوب و هنرمندانه بیان کند. عصر ما عصر ستارگان دروغینِ آسمان وهم است.

خلاصه آنکه، هنر خواه نا خواه عین تعهد است و از این لحاظ هرگز از حکمت و تفکر و اخلاق و دین و سیاست و… انفکاک و انتزاع نمی‌پذیرد. خیال هم ماهیتاً آزاد نیست و آزادی نیز بدان مفهوم که غربی‌ها می‌گویند، آزاد نیست، عین اسارت است. انسان در میان فرشته و حیوان، حیوان است و آزادی از قیود دینی و اخلاقی، لاجرم بندگی اهوای نفسانی است و لا غیر؛ استثنا ندارد.

تخیل بالِ پرواز است، اما آسمان وحی و الهام کجاست؟ وحی و الهام، هم می‌تواند رحمانی باشد و هم شیطانی. مگر خیال می‌تواند مستقل از خیال‌پروری که او را پرورده است به هرکجا که بخواهد بال بگشاید؟ خیر.

۷٫ هنرمند اهل شهود و حضور است و این‌چنین هنر لاجرم متکی بر الهام است، نوعی وحی که نباید با وحی خاصی که به انبیاء می‌رسد اشتباه شود. هنرمند مُلهَم از غیب است، اگرچه الهاماتی که به او می‌رسد با مراتب روحی او کاملاً متناسب است.

در عالم ظاهر، آفاق سِحر و معجزه خیلی به یکدیگر شبیه هستند. جادوگران نیز با سحر و جادو ظاهراً کاری شبیه به معجزه انبیاء انجام می‌دهند؛ اما در حقیقت فقط معجزه وجود دارد و سحر و جادو جز فریبی بیش نیست. آفاق هنرِ رحمانی و هنرِ شیطانی نیز خیلی به یکدیگر شبیه هستند اما جز اهل حق کسی آن دو را از یکدیگر تمیز نمی‌دهد.

Heaven_And_Hell_by_Joker84

هنرمند از آسمانیان می‌گیرد و بر زمینیان می‌بخشد. پس سینه‌اش باید قابلیت نزول ملائکه‌ای را داشته باشد که واسطه‌ی الهام هستند. سینه‌ی تنگ کوردلان کجا و آسمان بیکران کجا؟

جذبه‌ی حضرت رحمان و سِحر شیطان آفاقی نزدیک به هم دارند، اگر چه این همسانی تنها در ظاهر است نه در باطن؛ شیدای حق و مفتون شیطان، هر دو ترک عقل و اختیار می‌کنند. آن یکی فرزند عقلش را به قربانگاه عشقِ عارفانه می‌برد و این یکی کسی است مسحور زینت شیطانی!

پرسش و پاسخ

چنانچه پیرامون این درس پرسشی دارید، از بخش زیر برای ما ارسال کنید:

نام شما:*

ایمیل شما:*

تعداد بازدید:779
۴ دیدگاه
  1. سلام
    چگونه می توان تکنیک اسلامی برای سینما خلق نمود؟

    • با سلام
      در ادامه این سیر به این مبحث سینمای اسلامی نیز پرداخته خواهد شد.

  2. چرا لینک مستقیم این ها رو از قسمت آموزش برداشتید؟؟

دیدگاه تازه‌ای بنویسید:

*


*

RSS