Print Friendly
آموزش مجازی سفیرفیلم

اصطلاحات کاربردی سینمایی | حرف ر

colorre

در درس دهم از سیر «اصطلاحات رایج سینمایی» از آموزش مجازی سفیرفیلم، با لغات سینمایی کاربردی حرف «ر» آشنا شوید.

درس دهم- حرف ر

پس از انتشار درس نهم از سیر جدید «اصطلاحات رایج سینمایی» از آموزش مجازی سفیرفیلم، امروز در درس دهم از این سیر به معرفی لغات رایج سینمایی با حرف «ر» می پردازیم.

راش‌ها  (Rushes) 2

در سیستم فیلم‌برداری نگاتیو به اولین نسخه‌های مثبت فیلم که معمولاً صدا و تصویر آن همگاه شده، ولی هنوز وارد مرحله تدوین نشده می­گویند. این فیلم معمولاً برای کنترل جنبه‌های مختلف کار فیلم‌برداری، مفید است و در ضمن، مبنای تصمیم‌گیری برای اصلاح نور و رنگ در نسخه‌های بعدی است.

در سیستم تصویربرداری ویدئو نیز به تصاویر خامی که توسط دوربین ضبط‌شده گفته می‌شود.

راوی  (Narrator) 4

صدایی که در فیلم‌های مستند یا داستانی روی فیلم شنیده می‌شود و چیزی را روایت می‌کند. در فیلم‌های مستند، راوی معمولاً فرد بی‌طرف و مطلعی است که اطلاعات تکمیلی را به تصویر می‌افزاید. در فیلم‌های داستانی او خودش معمولاً درگیر قصه و ماجرای فیلم است و اطلاعاتی درباره خود و دیگر شخصیت­ها می‌دهد و این کار معمولاً در قالب زمان گذشته صورت می­گیرد تا به فیلم جنبه‌ای رمان گونه ببخشد.

رابطه جزء به کل (synechdoche) 4

در چارچوب مفاهیم سینمایی، نشان دادن جزئی از یک کل که معرف کل آن باشد را می‌گویند. مثلاً چرخ قطار می‌تواند معرف کل قطار باشد. این مبحث در نشانه‌شناسی نزدیک به مفهوم نمایه است چراکه نشانگر چیزی است که با آن، رابطه مستقیم دارد.

رئالیسم  (Realism) bt

واژه رئالیسم از ریئل (Real) که به معنای واقع است، مشتق شده و درواقع به معنای مکتب اصالت واقع است. مکتب رئالیسم نقطه مقابل مکتب ایده آلیسم است که وجود جهان خارجی را نفی کرده و همه‌چیز را تصورات و خیالات ذهنی می‌داند. رئالیسم بر این باور است که وجود پدیده‌ها به درک انسان از آن‌ها وابسته نیست و اشیا بدون وجود ما نیز وجود خواهند داشت. در رمان و نمایشنامه، رئالیسم نوعی واقع‌گرایی» است که خیال‌پردازی و فردگرایی رمانتیسم را کنار نهاده و به مشاهده‌ی واقعیت‌های زندگی و تشخیص درست علل و عوامل و بیان تشریح و تجسم آن‌ها می‌پردازد.

اغلب رئالیسم در سینما را نگاهی سرراست و صادقانه به جهان واقعی می­دانند که از طریق بازی بازیگران و نشان دادن محیط زندگی شخصیت­های داستان با حداقل دست‌کاری از سوی فیلم‌ساز قابل‌بیان باشد. از این نظر رئالیسم در سینما با مکتب تقلید از واقعیت در ادبیات و نقاشی مشابهت دارد، به این معنی که هنر باید بیان‌کننده واقعیت باشد و درک انسان را از جهان اطرافش افزایش دهد. با همه‌ی این تعاریف، رویکرد رئالیستی در سینما پدیده­ای نسبی است و ثبت جهان واقعی بدون هیچ کم و کاستی به‌طور مطلق امکان‌پذیر نیست چراکه از همان ابتدای شروع فیلم‌برداری، فیلم‌ساز در حال گزینش بخشی از واقعیت برای ثبت و ضبط هست.

رئالیسم سوسیالیستی  (Socialist Realism) bt

نظریه و مکتب خاصی که در دهه ۱۹۳۰ در شوروی آغاز شد و تا دهه ۱۹۵۰ دوام داشت و همه آثار هنری به‌ویژه سینما را تحت تأثیر قرارداد. اساس این نظریه بر این مسئله استوار بود که هرگونه اثر هنری باید ازنظر تاریخی واقعی و موثق باشد و ازنظر ایدئولوژیکی هم باید برای آموزش مبانی کمونیسم به کارگران مفید باشد. در این نظریه فرمالیسم به‌شدت محکوم بود و فردگرایی یا ذهن‌گرایی نباید کمترین نقشی می‌داشت.

۱

از سال ۱۹۲۷ که استالین زمام امور شوروی را به دست گرفت، مبانی این نظریه را به‌شدت موردحمایت قرارداد. درنتیجه هنرمندان مختلف به‌ویژه سینماگران تحت‌فشار شدید قرار گرفتند و به‌این‌ترتیب دوره فرمالیسم که شکوفاترین دوره تاریخ سینما در این کشور و یکی از مهم‌ترین ادوار سینمای جهان با هنرمندان بزرگی چون سرگئی آیزنشتاین ((Sergei Eisenstein، پودوفکین (Pudovkin) و ژیگا ورتوف (Dziga Vertov) بود، رو به افول نهاد و جای آن را تولید فیلم‌های تبلیغاتی و متظاهرانه گرفت.

رئالیسم شاعرانه  (Poetic Realism) bt

اصطلاحی که منتقدان و تحلیل گران به‌ویژه ژرژ سادول (منتقد مطرح فرانسوی) به فیلم‌هایی از سینمای فرانسه که در فاصله سال‌های ۱۹۳۴ تا ۱۹۴۰ ساخته‌شده بود، اطلاق می‌کنند. این فیلم‌ها، رئالیسم را با سبکی شاعرانه و تغزلی درمی‌آمیختند. موضوع این فیلم‌ها، مسائل عادی و روزمره بود اما فیلم‌سازان این مسائل را با برخوردی شاعرانه و با تأکید بسیار بر میزانسنی خاص تصویر می‌کردند. ژاک فدر (Jacques Feyder) یکی از اولین فیلم‌سازان این جنبش بود. از دیگر چهره‌های سرشناس این جنبش می‌توان به مارسل کارنه (Marcel Carne)و ژان رنوار (Jean Renoir) اشاره کرد. از فیلم‌های مطرح رئالیسم شاعرانه نیز می‌توان به توهم بزرگ (۱۹۳۷- The Grand Illusion) و قاعده بازی (۱۹۳۹- The Rules of the Game) هر دو ساخته ژان رنوار و بندر مه‌آلود (۱۹۳۸- Port of Shadows) ساخته مارسل کارنه اشاره کرد.

۲

ژان رنوار

رسانه (medium, media) bt

عامل یا وسیله­ای برای انتقال اطلاعات. هنرهایی مانند نقاشی، رسانه‌هایی شخصی هستند درحالی‌که رسانه‌های جمعی اطلاعات را به تعداد زیادی از مردم منتقل می‌کنند؛ مانند روزنامه و رادیو و تلویزیون.

۳

رنگ‌های مکمل (complementary colors) 1 6

۱- رنگ‌هایی متضاد رنگ‌های اصلی که در چرخه رنگ در مقابل رنگ اصلی قرار دارند. در روش کاهشی وقتی هر یک از رنگ­های اصلی از سفید کسر شوند، رنگ مکمل آن به‌جا می‌ماند. به‌عنوان نمونه وقتی رنگ قرمز از سفید کسر می‌شود، رنگ سبز باقی می‌ماند؛ بنابراین وقتی هر سه رنگ مکمل رنگ‌های اصلی به نسبت­های مساوی ترکیب شوند، رنگی نزدیک به سیاه یا خاکستری حاصل می‌شود.

۲- رنگ­های اصلی و رنگ­های متضاد آن‌ها که به‌صورت رنگ­های کامل‌کننده‌ی یکدیگر به نظر می‌رسند.

 ۴

رنگ­های اولیه (primary colors) 1 6

سه رنگ اصلی قرمز، آبی و سبز که از ترکیب آن‌ها تمام‌رنگ‌هایی که در عکس و فیلم رنگی دیده می‌شود به دست می­آید.

gross_rgb_200

روایی، روایتی (narrative) 3

اصطلاحی که در اصل به معنی هر نوع داستانی است که توسط یک نفر روایت شود. همچنین به هر نوع روایت در هنرها نیز گفته می­شود حتی در تئاتر و سینما که برخلاف ادبیات لزوماً راوی ندارند.

روبش طبیعی (natural wipe) 2

انتقال از صحنه‌ای به صحنه‌ای دیگر با این فن که شخصیتی یا شیئی جلوصحنه اول را سد کند و بعد از کنار رفتن او صحنه عوض‌شده و صحنه‌ای تازه‌ای پدید آید. این نوع روبش چون به مدد اجزای طبیعی صحنه صورت می‌گیرد، نه در دوربین یا چاپگر اپتیک، روبش طبیعی نام‌گرفته است.

روبش معلقی (Flip Wipe) 2

تمهیدی در انتقال از نمایی به نمای دیگر که در آن به نظر می‌رسد که تصویر به‌طور عمودی یا افقی می‌چرخد و تصویری دیگر در پشت آن ظاهر می‌شود. این تمهید در سینمای صامت و اوایل سینمای ناطق، در فیلم‌های کمدی بسیار کاربرد داشت اما امروزه کمتر از آن استفاده می‌شود.

روتسکوپی (rotoscope) 2 7

روتوسکوپی تکنیکی است که انیماتورھا در آن حرکت فیلم زنده را فریم به فریم کپی می‌کنند. درواقع در این شیوه تصاویر فیلم زنده روی یک پرده‌ی مات بازتابیده شده و به‌وسیله‌ی انیماتورھا دوباره ترسیم می‌شوند. تجهیزات مورداستفاده در این کار روستوسکوپ نام دارد.

در سینمای دیجیتال این تکنیک از چهار مرحله تشکیل‌شده است:

١. تصویربرداری با دوربین دیجیتال (Digital Filming): هنگام تصویربرداری نیازی به طراحی لباس و صحنه‌ی مفصلی نیست. چون جزئیات بعدتر به‌وسیله‌ی انیماتورھا به صحنه افزوده می‌شود.
۷۸٢. متحرک‌سازی (Animate): انیماتورھا با استفاده از لوح و قلم‌های نوری و نرم‌افزارهایی مانند روتوشاپ، حرکات بازیگر را کپی می‌کنند. البته همه‌ی فریم‌ها با دست نقاشی نمی‌شوند، خود نرم‌افزار با استفاده از خاصیت درون افزایش فریم‌های میانی را پر می‌کند.
۵٣. ارتقاء (Enhance): انیماتورھا از ابزارهای Blending و Warping و Masking و برنامه‌ی روتوشاپ (برای ارتقای جلوه‌ی سه‌بعدی) استفاده می‌کنند. سپس مناظر را اضافه و رنگ‌ها را تنظیم می­نمایند.
۴. پرداخت (Render):  پرداخت نهایی و گرفتن فایل خروجی در این مرحله اتفاق می‌افتد که معمولاً چندین ساعت به طول می‌انجامد.

برخی از فیلم‌هایی که از این فن در آن‌ها استفاده‌شده است:

پویانمایی: سفیدبرفی و ھفت کوتوله، کارتون‌های سوپرمن دهه‌ی ۴٠، زیردریایی زرد، تیتان، ارباب حلقه، آناستازیا و…

فیلم: عنوان‌بندی خوب بد زشت، جنگ ستاره‌ای، چه کسی برای راجر رابیت پاپوش دوخت؟ بیل را بکش ١، یک اسکنر تاریک نگر، زندگی بین خواب‌وبیداری

۶

روخوانی (read-through) ۱۲ 4

تمرینی مقدماتی که در آن بازیگران متن فیلم‌نامه را روخوانی می‌کنند. هدف این کار، آشنا کردن بازیگران با متن و با یکدیگر و نیز شروع بحث میان بازیگران و کارگردان است.

روز به‌جای شب (Day For Night) 1 6

خلق فضای تصویر شب با فیلم‌برداری در نور روز. این کار به روش‌های مختلفی ازجمله نوردهی کم، استفاده از فیلترهای روی عدسی یا تمهیدات مختلف در چاپ و … انجام می‌شود. این روش عمدتاً ازآن‌جهت به کار می‌رود که نورپردازی منطقه وسیعی از صحنه در شب، مشکل و پرهزینه است.

۱۰

روشنایی، درخشش (brightness) 6

شدت نور صادره از منبع نور یا شدت نور بازتابیده از سطحی صاف و براق. چون درک میزان روشنایی نور بسته به هر فرد متفاوت است، روشنایی واقعی را با واحدی به نام لومن اندازه می‌گیرند. هر واحد از این معیار بر اساس میزان انرژی نوری که در هر ثانیه از منبع نوری به قدرت یک شمع در یک‌جهت خاص می­تابد محاسبه می‌شود.

روی تصویر (over frame) 3 2

عبارتی که فیلم‌نامه قید می‌شود و منظور از آن، این است که مشخص کند گفتار یا صدای خاصی باید درصحنه موردنظر شنیده شود، حتی اگر منبع آن در تصویر به چشم نیاید.

روی‌هم افتادن، لب‌به‌لب (overlap) 5 2 4

۱. تکرار حرکتی در انتهای نمای اول و شروع نمای دوم. این کار به تدوینگر امکان می­دهد تا دو نما را چنان به هم متصل کند که علی‌رغم تغییر موقعیت یا فاصله دوربین گویی تداوم تصویری ثابت مانده است.

۲. نوعی انتقال که در آن ماجرایی که در انتهای نمای اول صورت گرفته بود، در شروع نمای بعد تکرار می­شود. تنها عامل متغیر موقعیت یا فاصله دوربین خواهد بود و شخصیت حاضر، قادر به حرکت تازه‌ای نیست. این نوع انتقال معمولاً در سکانس رؤیا، یا سکانس‌هایی که دارای نقطه دید سوبژکتیو (ذهنی) هستند، رخ می­دهد.

۳. تداوم صدا از نمایی به نمای دیگر. این نوع انتقال معمولاً در دو نمای متوالی رخ می­دهد، اما می‌تواند در دو صحنه متوالی هم تکرار شود و جلوه نمایش خاصی بیافریند.

پرسش و پاسخ

چنانچه پیرامون این درس پرسشی دارید، از بخش زیر برای ما ارسال کنید:

نام شما:*

ایمیل شما:*

تعداد بازدید:1,158
بدون دیدگاه

دیدگاه تازه‌ای بنویسید:

*


*

RSS