Print Friendly
آموزش مجازی سفیرفیلم

اصطلاحات کاربردی سینمایی | حرف ز

zoetrope walking person

در درس یازدهم از سیر «اصطلاحات رایج سینمایی» از آموزش مجازی سفیرفیلم، با لغات سینمایی کاربردی حرف «ز» آشنا شوید.

درس یادزدهم- حرف ز

پس از انتشار درس دهم از سیر جدید «اصطلاحات رایج سینمایی» از آموزش مجازی سفیرفیلم، امروز در درس یازدهم از این سیر به معرفی لغات رایج سینمایی با حرف «ز» می پردازیم.

زئوتروپ  (Zoetrope) bt

وسیله‌ای که توسط ویلیام جورج هورنر در سال ۱۹۳۴  در انگلستان اختراع شد و با تکیه‌بر ویژگی پایداری دید، با یک‌رشته نقاشی روی نوار کاغذی پیچیده شده دور استوانه‌ای دوار، توهم حرکت ایجاد می‌کرد. بیننده از خلال شکاف‌های موجود در استوانه که رو به روی نقاشی‌ها تعبیه‌شده بود، به اشکال نگاه می‌کرد.

۱

۲

زاویه دید  (Angle Of View) 1

زاویه بین دو خط فرضی که از مرکز عدسی به دو انتهای فوقانی و تحتانی تصویر رسم می‌شود. این زاویه بسته به‌اندازه فیلم، عرض دهانه دوربین و فاصله کانونی عدسی فرق می‌کند. عدسی استاندارد ۵۰ میلی­متری برای فیلم ۳۵ میلی‌متری که تصویر کم‌وبیش مشابه تصویری که چشم انسان می‌بیند، ارائه می‌کند، زاویه دیدی نزدیک به ۲۵ درجه دارد. حال‌آنکه همین زاویه برای فیلم ۱۶ میلی‌متری با عدسی ۲۵ میلی‌متری حاصل می‌شود. عدسی‌های زاویه باز که فاصله کانونی آن‌ها کمتر است، زاویه دید وسیع‌تری را پوشش می‌دهد. به همین ترتیب، عدسی‌های بافاصله کانونی زیاد، زاویه دید کمی دارند. گاهی زاویه دید با زاویه دوربین اشتباه گرفته می‌شود و فاصله دوربین از موضوع به‌اشتباه عامل اندازه‌گیری این زاویه در نظر گرفته می‌شود.

۳ ۴ ۵

۶

زاویه خنثی (neutral angle) 1 4

زاویه دوربین نزدیک به تراز چشم که سوژه مستقیماً در مقابل آن قرار دارد و حس دراماتیک خاصی را به بیننده القا نمی­کند.

زاویه مایل، قاب مایل (oblique angle, oblique frame) 1 4

زاویه دوربین نسبت به سوژه در این حالت کمی مایل است و تصویر حاصل از این نوع فیلم‌برداری به‌گونه‌ای است شخصیت‌ها و اشیا راکمی کج نشان می‌دهد. از این نوع نما بیشتر برای نشان دادن فضای رؤیا، توهم یا عدم تعادل شخصیت داستان استفاده می‌شود.

۷

۸

زاویه دوربین – زاویه (camera angle, angle) 1 4

به زاویه دوربین نسبت به سوژه گفته می‌شود و با معیار زاویه هم‌تراز سطح چشم (eye level) انسان سنجیده می‌شود. وقتی دوربین پایین‌تر از سطح چشم قرار بگیرد از پایین به بالا به سوژه می‌نگرد و بالعکس آن زمانی است که دوربین بالاتر از سطح چشم قرار می‌گیرد. زاویه جانبی نیز هنگامی شکل می­گیرد که دوربین کمی به چپ یا راست منحرف شود.

هر یک از این زوایا حس خاصی را در مخاطب ایجاد می‌کند و کارکرد ویژه‌ی خود را دارد.

۹

۱۰

زاویه دوربین ذهنی (subjective camera angle, subjective angle) 1 4

چشم‌انداز زاویه‌داری که بیانگر دیدگاه شخصیت درون داستان است.

۱۱

۱۲

زاویه کج (dutch angle) 1 4

زاویه‌ای در فیلم‌برداری است که در آن نما به نحو محسوسی از خط عمود منحرف‌شده است. از این نوع زاویه برای نشان دادن عدم تعادل و بحران درونی شخصیت استفاده می‌شود و احساس بی‌تعادلی و ناامنی را بیننده برمی‌انگیزد.

۱۳

زوایای مکمل  (Complementary Angles) 4 2

نماهایی از سوژه‌های مختلف موجود درصحنه که با دوربین‌های اضافی از زوایای مختلف فیلم‌برداری می‌شود و در هنگام تدوین، لابه‌لای نماهای دیگر قرار داده می‌شود.

زاویه معکوس (reverse angle) 4

زاویه دید در نمایی که مخالف زاویه دید نمای قبل است؛ مانند صحنه‌ی گفتگوی دونفره که نمای فرد دوم نمای معکوس فرد اول است و اصطلاحاً به آن معکوس نما، می‌گویند.

۱۵

زوم پیوسته  (Continuing Zoom) 1

نمایی که در آن بر روی سوژه زوم می‌شود و در آن سوژه پیوسته بزرگ‌تر می‌شود تا به‌تدریج تمام قاب را پر می‌کند و درنهایت چنان از قاب بیرون می‌زند که فقط بخشی از آن میدان دید را پر می‌کند.

زوم عاجل، زوم شتاب‌دار (Crash Zoom) 1

نمای زومی که ناگهانی و به‌سرعت روی سوژه موردنظر زوم می‌کند. چنین نمایی معمولاً برای ایجاد هول و تکان یک‌باره تماشاگر به کار می‌رود. این نوع زوم معمولاً در فیلم‌های ماجرایی و ترسناک به کار می‌رود.

زیبایی‌شناسی سینما  (Film Aesthetics) bt

زیبایی‌شناسی شاخه‌ای از فلسفه است که به بررسی زیبایی در هر اثر هنری می‌پردازد و در پی آن است تا نظامی از اصول مجرد ناظر بر زیبایی را بنا نهد و بسط دهد. زیبایی‌شناسی در ضمن با پاسخ‌های روانی و احساسی تماشاگر نسبت به زیبایی در هنر سروکار دارد.

نقد مبتنی بر زیبایی‌شناسی در عصر حاضر به تأثیر اثر هنری بر مخاطب، واکنش مخاطب و نحوه خلق این واکنش در مخاطب، سروکار دارد. در این میان زیبایی‌شناسی سینما به پاسخ‌های درونی تماشاگر، ازنظر روانی و احساسی به فیلم و اینکه چگونه هر فیلم به‌عنوان اثری هنری شناخته می‌شود، می‌پردازد و از طریق پرداختن به محتوا و تکنیک به آن‌ها پاسخ می‌دهد.

زمینه محو سیاه (black limbo) ۱۰ 

منطقه‌ای از صحنه فیلم‌برداری که با مواد سیاه پوشیده می‌شود تا شخصیت و دکورهای صحنه از محیط متمایز و جدا شوند. چنین پس‌زمینه‌ای، معمولاً برای نقاب متحرک به کار می‌آید. وقتی به همین منظور از مواد سفیدرنگ استفاده می‌شود، آن ناحیه را زمینه محو سفید می‌نامند.

زمان سینمایی (filmic time) 4 2

زمان سینمایی درکی از زمان است که در حین تماشای فیلم در بیننده ایجاد می‌شود و به گذر زمان در دنیای واقعی مربوط نمی­‌شود. درواقع فیلم‌ساز با تمهیدات مختلف در نشان دادن توالی صحنه‌ها و رویدادها زمان تازه‌ای را برای بیننده خلق می‌کند. برخی از این تمهیدات به‌قرار زیر است:

– نشان دادن همزمان رویدادهای مختلف که در زمان‌های مختلف روی‌داده‌اند، این رویدادها را در نظر بیننده همزمان نشان می‌دهد.
– حذف زمان­‌های غیر مهم یا به‌اصطلاح مرده درصحنه‌ها و سکانس­های حساس
– بسط دادن زمان واقعی از طریق نشان دادن رویداد در زوایای مختلف و فواصل گوناگون
– بسط دادن و کوتاه کردن حس زمانی تماشاگر از طریق قطع­‌های سریع و حرکات دوربین
– پیش و پس رفتن در زمان با استفاده از پس نگاه (فلاش بک) یا پیش نگاه (فلاش فوروارد)
– برهم‌نمایی دو رویداد مختلف اتفاق افتاده در دو زمان متفاوت برای خلق حس تضاد یا هم­گرایی

زمان فیلم (screen time) 8

زمان واقعی فیلم که با زمان روایی (طول زمانی قصه) و زمان سینمایی (دست‌کاری در زمان به مدد تدوین) متفاوت است.

پرسش و پاسخ

چنانچه پیرامون این درس پرسشی دارید، از بخش زیر برای ما ارسال کنید:

نام شما:*

ایمیل شما:*

تعداد بازدید:1,231
بدون دیدگاه

دیدگاه تازه‌ای بنویسید:

*


*

RSS