Print Friendly
آموزش مجازی سفیرفیلم

اصطلاحات کاربردی سینمایی | حرف س ۲

Godzilla VS. The Smog Monster

در درس سیزدهم از سیر «اصطلاحات رایج سینمایی» از آموزش مجازی سفیرفیلم، با بخش دوم لغات سینمایی کاربردی حرف «س» آشنا شوید.

درس سیزدهم- حرف س

پس از انتشار درس دوازدهم از سیر جدید «اصطلاحات رایج سینمایی» از آموزش مجازی سفیرفیلم، امروز در درس سیزدهم از این سیر به معرفی بخش دوم لغات رایج سینمایی با حرف «س» می پردازیم.

سینمای آوانگارد (avant-garde cinema) bt

این واژه که به معنای پیشرو است به‌طورکلی به فیلم­های تجربی و غیرتجاری اطلاق می‌گردد. فیلم‌هایی که سازندگان آن‌ها به ساختارها و تکنیک‌های معمول روایت در فیلم‌های تجاری بی‌توجه بوده و می‌کوشند تجربه‌های بصری خاص و جدیدی را عرضه کنند. اغلب این فیلم‌های برخلاف سیستم استودیو محور سینمای تجاری در فضای خارج از استودیو و با استفاده از بازیگران غیرحرفه‌ای و در حس و حال روشنفکرانه ساخته می‌شوند. درمجموع سینمای آوانگارد را می‌توان به سه گروه عمده که دارای نقاط مشترکی نیز هستند تقسیم نمود:

– سینمای ناب و انتزاعی مانند آثار سینماگران دهه ۲۰ آلمان همچون رشتر و اگلینگ
– سینمای سورئالیستی مانند سگ آندلسی اثر لوییس بونوئل
– فیلم‌هایی که حاوی برداشت‌های ذهنی از جهان عینی هستند.

۱

۲

۳

۴-entitiy- کارگردان پیتر شرکاسکی

سینمای آزاد (free cinema) bt

جنبشی در سینمای مستند انگلستان در دهه ۱۹۵۰ که فیلم‌های آن واکنشی بودند در برابر فیلم­های تجاری روز و مستندهای رایج. این فیلم‌ها می‌کوشیدند تا زندگی مردم عادی کوچه و بازار را به شکلی غیر دراماتیک نشان دهند و این برخلاف سنت رایج فیلم‌های مستند در آن زمان بود که اغلب به نهادهای اجتماعی فعال در جامعه می‌پرداختند. سینماگران این جریان در پی سینمایی شخصی‌تر، شاعرانه‌تر و آزادتر بودند. سه فیلم ابتدایی این جنبش بانام‌های «آه سرزمین رؤیایی»، «مامان اجازه نمی‌دهد» و «با همدیگر» هر سه در سال ۱۹۵۶ به نمایش درآمدند.

تأثیر این جنبش تا به امروز در سینمای مستند جشنواره‌ای باقی‌مانده است.

سینمای مستقل (Independent cinema) bt

فیلم‌هایی که خارج از سیستم رسمی فیلم‌سازی در هالیوود ساخته می‌شوند. این فیلم‌ها معمولاً با بودجه کمتر از آثار هالیوودی و با حمایت منابع خصوصی ساخته می‌شوند و به موضوعات بکرتری می‌پردازند. برخی از کارگردانان مطرح آمریکایی از این نوع فیلم‌سازی وارد سینمای بدنه شدند؛ مانند دیوید لینچ و مارتین اسکورسیزی.

سینمای بی‌واسطه (direct cinema) bt

سینمای بی‌واسطه نوعی سبک مستندسازی است که در دهه ۶۰ میلادی در آمریکا شکل گرفت. در این نوع فیلم‌سازی برنامه‌ریزی قبلی و روایت داستانی از پیش نگاشته شده وجود ندارد. در این سبک دوربین بی دخالت خاصی صرفاً ناظر ماجراست و معمولاً هم از عدسی زوم برای تصویربرداری استفاده می‌شود تا بتوان در لحظه به سوژه نزدیک‌تر شد.

این نوع مستندسازی تا حد زیادی به مستندهای تلویزیونی رابرت درو و ریچارد لیکاک متکی است که در سال ۱۹۶۰ فیلم مبارزات انتخاباتی را در مورد مبارزات انتخابات ریاست جمهوری آن دوره ساختند.

تکنیک‌های ساخت این نوع مستندها بیشتر به ابزارهای تلویزیونی اتکا داشت و پس از به بازار آمدن فیلم‌های با حساسیت بالا که امکان استفاده از نور طبیعی را فراهم می‌ساخت، استفاده از آن در این نوع مستندسازی رواج یافت.

 ۵

۱۱

سینه‌راما (Cinerama) 8

سینه‌راما یکی از پروسه‌های فیلم‌سازی و نمایش فیلم بر روی پرده عریض است که فرد والر ابداع‌کننده آن بود. در این تکنیک از سه دستگاه نمایش استفاده می‌شد که هر یک از آن‌ها یک­سوم از پرده‌ی عریض مقابل تماشاگر را پوشش می‌داد. سه تصویر از سه فیلم ۳۵ میلی‌متری پرده نیم‌دایره سالن را به‌گونه‌ای پر می‌کرد که تماشاگر احساس می‌کرد در مرکز ماجرا قرار دارد. بهترین تصویر مربوط به پرده وسط بود و پرده‌های کناری کیفیت پایین‌تری داشتند که این امر یکی از دلایل حذف شدن تدریجی استفاده از این تکنیک بود.

صدای فیلم با استفاده از سیستم صوتی استریوفونیک بر روی یک فیلم ۳۵ میلی‌متری جداگانه قرار داده می‌شد و از طریق شش بلندگوی مجزا در سالن پخش می‌شد.

هزینه‌های بالا و دشواری تولید فیلم‌های سینه‌راما در کنار نامناسب بودن تصویر برای تماشاگرانی که در کنار می‌نشستند و همچنین محدود بودن مضامین مناسب و مشکلات فیلم‌برداری و ترکیب‌بندی تصویر موردنیاز این نوع سینما، موجب افول استفاده از این نوع تکنیک در نمایش فیلم شد.

۶

۷

۲۲۳۰۷_۰۰۳_۴۲۶۴٫jpg
سینما- چشم (Kine–Eye) bt

عنوانی است که به تئوری سینمایی ژیگاورتوف (Dziga Vertov)، سازنده فیلم‌های مستند و خبری در اتحاد شوروی بعد از انقلاب اطلاق می‌شود. در نظر ژیگاورتوف، دوربین فیلم‌برداری مانند چشم انسان بود و می‌توانست عناصر اصلی هر وضعیت را کشف و روی آن تمرکز کند؛ اما چشم دوربین، انعطاف‌پذیرتر از چشم انسان بود و می‌توانست حقیقت هر چیز را ببیند و آن را آشکار کند و این کار با تغییر فاصله، تغییر زاویه، دست‌کاری در سرعت و… شدنی است. درواقع انگیزه و محرک این اقدامات، ارائه واقعیت به همان صورتی است که هست و امکان دستیابی به دید شخصی در هر بیننده بود.

ورتوف اندیشه‌ها و دیدگاه‌هایش را در قالب چند بیانیه بیان کرد و سرانجام در سال ۱۹۱۹، گروه سینما– چشم را تشکیل داد و طی سه سال از  ۱۹۲۲ تا ۱۹۲۵، یک‌رشته فیلم خبری، موسوم به سینما–حقیقت را تدوین کرد. وی این فیلم‌ها را از سراسر اتحاد جماهیر شوروی و از زندگی روزمره مردم تهیه‌کرده بود. مشهورترین فیلم او مردی با یک دوربین فیلم‌برداری است که در سال ۱۹۲۹ ساخته شد.

۹

۱۰
سینما وریته (cinema-veritebt

عبارتی فرانسوی معادل سینما-حقیقت است که برای اولین بار ژان روش، مستندساز فرانسوی برای توصیف فیلم وقایع‌نگاری یک تابستان آن را به کاربرد. در این نوع مستندسازی فیلم‌ساز بدون طرح‌ریزی خاصی و با تکیه‌بر ابزارهای سبک فیلم‌برداری و ضبط صدا به سراغ سوژه‌های موردنظر خود می‌رود و با استفاده از گفت‌وگوهای بی‌مقدمه و آنی و یکی شدن با فضای اطراف سوژه سعی در ثبت بی‌واسطه رویداد موردنظر می‌کند. اصول تئوریک این سبک ملهم از آراء ژیگاورتوف مستندساز شوروی است و به لحاظ عملی نیز شباهت بسیاری با سبک سینمای بی‌واسطه که در همان سال­ها در امریکا به ظهور رسیده بود دارد.

از مستندسازان مطرح این سبک می‌توان از ژان روش، ادگار مورن، کریس مارکر و مارسل افوس نام برد.

۱۲

۱۳

۱۷ سینمای صامت (Silent Cinema) bt 5

– هر فیلمی که در آن صدا نقشی نداشته باشد را صامت گویند.
– به مجموعه فیلم‌هایی که متعلق به دوران قبل از ورود صدا به سینما است، یعنی فیلم‌هایی که در فاصله سال  ۱۸۹۵ تا ۱۹۲۷ ساخته‌شده‌اند سینمای صامت می­ گویند. فیلم‌های این دوره را معمولاً بر اساس توسعه تاریخی این صنعت و نیز جنبه‌های خاص آن‌که با سینمای ناطق تفاوت دارد ارزیابی می‌کنند.

سینمای فاجعه (Disaster Film) bt

ژانری که در آن خشونت و بلای طبیعی، عده کثیری از مردم و طبیعت را نابود می‌کند برای مثال سیل یا زلزله یا وقوع جنگ اتمی. چنین فیلم‌هایی، بیش از آنکه بر شخصیت‌پردازی یا طرح داستانی تکیه داشته باشند، بر نمایش بلایای طبیعی و غیرطبیعی، یکی پس از دیگری تکیه‌دارند. در این فیلم‌ها خلق جلوه‌های ویژه چشمگیر بیشتر از همه‌چیز مهم است.

این‌گونه فیلم‌ها اغلب در سال‌هایی که مردم فشار اجتماعی و اقتصادی زیادی را احساس می‌کنند از فروش بالایی برخوردارند. به‌عنوان نمونه در سال‌های بحران اقتصادی امریکا در دهه ۳۰ و یا سال‌های پس از جنگ جهانی دوم در ژاپن فیلم‌هایی چون آخرین روزهای پمپی و گودزیلا بسیار پرفروش بودند.

۱۴

۱۵

۱۶
سینمای مینی مال (Minimal Cinema) bt

۱. نوعی سینمای آوانگارد که در آن موضوع و تکنیک به حداقل کاهش می‌یابد. چنین آثاری بیشتر به جوهره تصویر و پرده سینما نظر دارند.

۲. عبارتی که معمولاً به فیلم‌هایی اطلاق می‌شود که به خاطر تعلق‌خاطر عمیقشان به رئالیسم، از تجهیزات و تکنیک‌های پیچیده سینمایی تا حد ممکن استفاده نمی‌کنند تا تماشاگر آن‌قدرها احساس نکند که در حال تماشای یک فیلم است. به‌بیان‌دیگر، سینماگر تا جای ممکن واسطه‌ها را برای مخاطب حذف می‌کند و فرم را در خدمت رساندن مفهوم و ایده به شکلی ساده و نمایان به کار می‌گیرد. این واسطه‌ها می‌تواند جلوه‌های ویژه، موسیقی و روایت داستانی پیچیده باشند.

در بسیاری از آثار مینی مال سینما، کارگردان به سراغ نا بازیگران می‌رود. همچنین پی‌رنگ فیلم‌ها، به صورتی خطی پیش می‌رود و دچار دگرگونی‌های زمانی و بصری نمی‌شود. آثار مینی مال عموماً آثاری هستند با مخاطب خاص و محدود و کمتر وارد جریان‌های سینمای عامه‌پسند می‌شوند.

ازجمله این‌گونه فیلم‌ها می‌توان به خاطرات یک کشیش دهکده(۱۹۵۱- Diary of a Country Priest) ساخته روبر برسون  اشاره کرد. اغلب آثار کارگردانانی چون جیم جارموش، کیم کی دوک، برادران داردن و سهراب شهید ثالث را می‌توان در این نوع سینما دسته‌بندی کرد.

سینه کالر (Cinecolor) 7 1

فرایندی قدیمی که در آن فقط با استفاده از دو رنگ، فیلم رنگی تولید می‌کردند. این فرایند در زمانی به بازار آمد که تنها فرایند تکنی کالر برای رنگی کردن فیلم‌ها وجود داشت، اما ازآنجاکه این فرایند بسیار پرهزینه بود عمدتاً تولیدکنندگان فیلم به سراغ آن نمی‌رفتند. با ورود سینه کالر در اواخر دهه ۱۹۳۰ و به دلیل کم‌هزینه‌تر بودن آن، استودیوها به استفاده از آن روی آوردند. در این فرایند، نسخه‌ای که روی هر دوروی آن امولسیون مالیده شده، یکی نارنجی مایل به سرخ و دیگری آبی مایل به سبز، از روی یک نسخه منفی چاپ می‌شد.

۱۹

۲۰

سینه ماکرو گرافی  (Cinemacrography) 1

فیلم‌برداری از اشیای کوچک و ریز بدون استفاده از میکروسکوپ، اما با عدسی‌های نرمال یا ویژه و ابزارهایی که دامنه فعالیت عدسی دوربین را افزایش می­دهند. این روش معمولاً در فیلم‌برداری از طبیعت یا فیلم‌های زیست شناسانه و مستند به کار می‌رود. این روش را ماکرو سینماتوگرافی و سینه فتو ماکرو گرافی هم می‌نامند.

۲۱

۲۲
سینه موبیل (Cinemobile) 7
اتوبوسی ویژه، مجهز به وسایل تولید فیلم، از جمله دوربین، تجهیزات صدابرداری، نورپردازی و موتورهای مولد برق و دیگر وسایل و ابزار لازم فیلم‌سازی. گاهی این ماشین‌ها دارای اتاق تعویض لباس و گریم هم هستند. سینه موبیل در سال ۱۹۶۷ به بازار آمد و تا امروز کاربرد فراوانی در تولید فیلم و برنامه‌های تلویزیونی داشته است.

۲۳

۲۴

سینه میکرو گرافی (Cinemicrography) 1
فیلم‌برداری از اشیای کوچک و ریز با استفاده از میکروسکوپ. این روش برای ساختن فیلم‌های تحقیقاتی و پزشکی به کار می‌رود. این روش رامیکروسینه ماتوگرافی، سینه فتومیکروگرافی و سینه میکروسکوپی هم می‌نامند.

۲۵

۲۶

۲۷

۲۸

پرسش و پاسخ

چنانچه پیرامون این درس پرسشی دارید، از بخش زیر برای ما ارسال کنید:

نام شما:*

ایمیل شما:*

تعداد بازدید:1,007
بدون دیدگاه

دیدگاه تازه‌ای بنویسید:

*


*

RSS