Print Friendly
گزارش آخرین روز همایش داکیونتری به روایت ایرانی

انقلاب در مستند سازی پس از انقلاب/ ظهور مستندساز مسئله محور

dac

آخرین روز همایش داکیومنتری به روایت ایران به موضوع دهه های ۶۰ تا ۹۰ سینمای مستند پرداخته و با حضور پیروز کلانتری، روبرت صافاریان، سلیم غفوری و محسن یزدی برگزار شد.

به گزارش سفیرفیلم، سومین و آخرین روز از همایش «داکیومنتری به روایت ایرانی» روز پنجشنبه ۳۱ اردیبهشت ماه ۹۴، در سالن فارابی دانشگاه هنر برگزار شد. در این روز از همایش، ابتدا پیروز کلانتری مستندسازی اجتماعی دهه ۶۰ را مورد بررسی قرار داد، سپس با حضور روبرت صافاریان، سینمای مستند دهه ۷۰ و ۸۰ بررسی شد و در نهایت با حضور محسن یزدی و سلیم غفوری ظهور جریان های مسئله محور مستندساز در دهه ۹۰ مورد واکاوی قرار گرفت. در ادامه می توانید از مشروح این نشستها مطلع شوید.

نزدیک شدن دوربین مستندسازان به مردم و مشکلات اجتماعی همراه با انقلاب ۵۷

پس از آنکه در روز دوم همایش مستندسازی دهه ۶۰ از منظر سینمای دفاع مقدس توسط دکتر دهقانپور و شهاب اسنفندیاری بررسی شد، پیروز کلانتری، مستندساز و پژوهشگر مستندسازی، در نخستین نشست این روز به بررسی مستندسازی در دهه ۶۰ از منظر سینمای اجتماعی پرداخت. کلانتری انقلاب را موثرترین رخداد بر سینمای مستند دهه ۶۰ نامید و گفت: «انقلاب دیگ جوشانی بود که همه چیز در آن جوشان بوده. هنوز هم جوشان است و مشغول و تغییر و تحول است». وی ادامه داد: «جامعه ایران پس از انقلاب واقعاً جامعه شد و به حرکت رسید. جنگ نیز جامعه را درگیر کرد، جنگی که کلاسیک نبود و جنبه های اجتماعی-فرهنگی فراوانی را پدید آورد».

کلانتری پس از اشاره به فرستاده شدن برخی از مستندسازان مطرح تلویزیون به شهرستانها گفت: «حالا در ایران یک تحول عمیق و جدی ایجاد شده و جامعه خرد می شود. بعضی مثل بازرگان فکر می کردند که بایست سریع فضا را جمع و سازمان دهی کرد که من مخالف این نگاهم و بایست گذاشته شود که این جامعه مسیر خود را پیدا کند». وی پیش از ورود به بحث سینمای اجتماعی درباره مستندهای شهید آوینی گفت: «مستندهای شهید آوینی بسیار مهم هستند. متاسفانه به اشتباه این مستندها به جای تحلیل، تقدیس می شوند. آوینی در یک ارتباط نفس به نفس با رزمندگان توانست روایتی ارزشمند و متفاوت از جنگ ایجاد کند».

۲

وی سپس با اشاره به اینکه مستند ساختن صرفا یک حرکت هنری نیست، بلکه خود این ثبت تصاویر است که مهم است، گفت: «سینمای آن ایام صرفا از جایی همچون تلویزیون شروع می شد. بر خلاف امروز که تصویربرداری در همه جا ممکن است و اساسا سینمای مستند اجتماعی شده است». کلانتری در بخش دوم صحبتهایش به سراغ مستندهای اجتماعی دهه ۶۰ رفت و در این بین به مجموعه مستندهای «سیر و سفر» ساخته «فرامرز معطر»، مستندهای ورزشی، مستندهای اجتماعی «آب و آبیاری» ساخته «محمدرضا مقدسیان»، فیلمهای مردم شناسی همچون مستند «زعفران» ساخته «ابراهیم مختاری» و «بره ها» ساخته «فرهاد مهرانفر»، مستندهای آموزشی «عباس کیارستمی» از جمله «مشق شب»، «قضیه شکل اول، شکل دوم»، «همشهری» و حتی «کلوزآپ»، مستندهای سیاسیِ «با خاک تا خاک» ساخته «منوچهر مشیری»، «کودک و استثمار» ساخته «محمدرضا اصلانی» و تمرکز «رخشان بنی اعتماد»، مستندهای گزارشی «هفت قصه از بلوچستان» ساخته «سید مرتضی آوینی» و مجموعه کارهای «افشین شرکت»، مستندهای صنعتی «کامران شیردل» و «محصصی»، مجموعه مستندهای محققانه و مشاهده گر «سرپناه»، «کوره پز خانه» و «زناشویی و طلاق» و نهایتا «تازه نفس ها» ساخته «کیانوش عیاری» اشاره کرد. وی سپس به جمع شدن سینمای اجتماعی در اواسط دهه ۶۰ اشاره کرد و گفت: «با شروع دولت سازندگی و عبور از فضای سنگین جنگ، جامعه شروع به تنفس میکند، فیلمسازان دوباره دور هم جمع شده و دفاتر فیلمسازی تشکیل می دهند».

در پایان نشست آرین طاهری که وظیف اجرای برنامه را بر عهده داشت، سوالاتی را از پیروز کلانتری پرسید، نخستین سوال این بود که «چرا مستندسازان پیشین در دهه پنجاه (مثل سینایی، ناصر تقوایی و…) جذب سینمای اجتماعی نمی شوند؟» پاسخ کلانتری به این سوال اینگونه بود که: «این امر طبیعی است، در این شرایط تازه، فیلمساز بایست مجددا خود را در جامعه جدید پیدا کند که برخی از فیلمسازها هم توانستند، ولی عده ای از دوستان پیشکسوت هم نتوانستند بعد از انقلاب به یک تعریف تازه ای از مستندسازی در ایران جدید برسند و متناسب با دوران تازه فیلم بسازند. در واقع سینمای دهه ۴۰ و ۵۰ در دهه ۶۰ کات خورد. گرچه در دهه ۵۰ اتفاق خاصی هم در سینمای مستند ما رخ نمی دهد و دهه ۶۰ شوری در پس خود در دهه پنجاه ندارد». طاهری پاسخ کلانتری را اینگونه کامل کرد که: «شاید دلیل این انقطاع این باشد که تمایل به نخبه گرایی و کم رنگ بودن نگاه اجتماعی نیز در این طیف از مستندسازان مشهود بود».

پیروز کلانتری پیش از پایان سخنانش انتقادی هم می کند به برخی نگاه های صنفی و جشنواره ای که به این حجم گسترده تحول در سینمای مستند ایران لطمه زده است. نکته جالب توجه این بود که همایون امامی که دراین نشست هم حاضر بود، در بخشی از صحبتهای کلانتری، برخی دیگر از آثاری را که به آنها اشاره نشده بود را نام برده و بر آنها تاکید کرده و نکاتی انتقادی را نسبت به نوع نگاه به سینمای آوینی مطرح کرد.

انقلاب دیجیتال، مهمترین تفاوت سینمای مستند در دهه ۷۰ و ۸۰ با دوره های پیشین خود

در دومین نشست، نوبت به بررسی سینمای دهه ۷۰ و ۸۰ رسید، در این نشست، روبرت صافاریان، منتقد، مولف و مستندساز نکاتی را پیرامون ویژگی های متمایز کننده این دو دهه گفت. وی ابتدا گفت: «من تاریخ نمی گویم چون در آن هستیم و صرفا گزارشی از وضعیتی که در آن هستیم ارایه می دهم». سپس نوبت به اشاره به انقلاب دیجیتال رسید، وی با اشاره به اینکه در این دوران به واسطه رشد تکنولوژی، تصویربرداری و تدوین آسان شد، گفت: «این شرایط جدید، دوربین را به فضاهای خصوصی تر و بسته تر برده و دوربینی که در این دوران مشاهده می کنیم به صورت میانگین از دوربین پیش از این دوران متحرک تر است، تدوین نیز سریعتر شده و ویژگیهای ساختارشکنانه ای را در این دوران تجربه می کند. در واقع فیلمسازان این دوره تجارب متفاوتی را نسبت به پیشینیان فیلمسازی در کشور تجربه می کنند».

وی در ادامه این نکات، این اقتضائات جدید دوران مدرن را مقدمه ای معرفی کرد برای ایجاد دو جریان در بین مستندسازان:« جریان مستندهای خودبیانگر و مستندهای اجتماعی». جریانهایی که در این دوران فیلمهای زیادی در این زمینه ها تولید شد که به بهانه به تصویر کشیدن زندگی شخصی یک سوژه، مسئله ای در اجتماع پیرامون خود را دنبال می کردند.

۴

روبرت صافاریان اضافه کرد: «مسئله دیگری که در این دوران رخ می دهد شکل گیری اصناف است که محوری ترین آنها انجمن مستندسازان است که ذیل خانه سینما در اوایل دهه هفتاد تاسیس می شود». وی در ادامه همچنین به برگزاری دوره هایی برای آموزش فیلمسازان ذیل فعالیتهای انجمن مستندسازان اشاره کرد که منجر به تربیت نسل جدید مستندسازان جوان در کشور شد. مستندسازانی که غالبا هیچ درک درستی از انقلاب و فضای سیاسی-اجتماعیِ دهه های ۵۰ و ۶۰ نداشته اند. وی همچنین با اشاره به تحولات سیاسی این دوران، تغییرات سیاسی و آمدن دولتهای سازندگی و اصلاحات در این دوران را دارای نقش موثری در شکل گیری گروه های مستندسازی در این دوران معرفی کرد. از دیگر ویژگیهایی که صافاریان برای این دوران به آن اشاره کرد، تکثر تعداد جشنواره ها و آسان شدن شرکت در این جشنواره ها بود. به نحوی که بسیاری از فیلمسازان حتی آثارشان را منطبق بر خواست جشنواره ها تولید می کردند. جهانی شدن و حرکت آثار تولید شده مستند در ایران به سمت سرمایه گذاران و یا جشنواره های بین المللی نیز یکی دیگر از ویژگی هایی بود که صافاریان برای این دوران برشمرد.

بخش بعدی سخنان صافاریان همراه بود با پخش برخی از فیلمهای شاخص اجتماعی دوران ده های ۷۰ و ۸۰، وی پس از پخش بخشهایی از مستند «گفتگو در مه»، ساخته محمدرضا مقدسیان، ویژگی اصلی این سینما را ایجاد شرایط جدیدی از مصاحبه-مشاهده بیان کرد و نظرات خود را راجع به این فیلم بیان کرد. همچنین پس از پخش بخشهایی از مستند «جای خالی آقا و خانم ب» ساخته «فیما امامی» نیز نزدیک شدن دوربین مستندساز به زندگی شخصی سوژه هایش را به عنوان مهمترین ویژگی این جنس نوظهور از سینمای مستند اجتماعی این دوران معرفی کرد.

۵

پخش مستندهایی راجع به فوتوگرافی و پارکور، بهانه ای شد برای پرداختن به این موضوع که دوربین مستندسازان این دوره قدری از فضای شهرستانها و روستاها فاصله گرفت و شهرها بخشهای اصلی قاب مستندهای این دوران را تشکیل می دادند.

در اواخر این نشست، اشاره به فیلم «پیرپسر» ساخته «مهدی باقری» به عنوان نمونه ای از مستندهای خودبیانگر تولید شده در این دوران بهانه ای شد برای بحث پیرامون اخلاق در فیلمسازی، در این میان آرین طاهری که وظیفه اجرای این برنامه را نیز بر عهده داشت، به این نکته اشاره کرد که نزدیک شدن بیش از حد دوربین به زندگی شخصی یک فرد قدری مخاطب را به لحاظ اخلاقی دچار لطمه می کند. اینجا بود که «مهدی باقری» که خود نیز در جلسه حضور داشت، به این نکته طاهری اشاره کرد و مباحث اخلاقی را امری شخصی معرفی کرد که به شرط رضایت افراد جلوی دوربین، می شود هر بخشی از زندگی آنها را به تصویر کشید.

آغاز به کار مستندسازان جوان «مسئله محور» و «علاقه مند به انقلاب»، مهمترین رخداد سینمای مستند در دهه ۹۰

در آخرین نشست از این همایش، «محسن یزدی»، مستندساز و مدیر مرکز مستند سوره به همراه «سلیم غفوری»، مستندساز و مدیر مرکز فرهنگی میثاق به بیان نکاتشان پیرامون ظهور سینمای مسئله محور و علاقه مند به انقلاب در دهه ۹۰ پرداختند. در ابتدای این نشست محمدصادق باطنی، مستندساز و پژوهشگر که وظیفه اجرای این نشست را بر عهده داشت، نکاتی را پیرامون ویژگی های دهه ۹۰ مورد بحث و بررسی قرار داد. وی در بخش نخست صحبتهایش درباره برخی از مشکلات بحث پیرامون جریان شناسی دهه ۹۰ سینمای مستند اینگونه گفت: «همواره سخن گفتن از تاریخ معاصر بسیار مشکل است، چون وقایع نزدیک هستند و همه راجع به آنها نظرات متفاوتی دارند. همچنین در زمان بودن و بر زمان صحبت کردن کاری است بس دشوار و از سوی دیگر مباحث هنوز پخته نشده و در اذهان جا نیافتاده اند، فلذا بسیار مشکل است که راجع به تاریخ این دوران صحبت شود».

وی در ادامه مهمترین رخدادی که بر فیلمسازی در دهه ۹۰ تاثیر گذاشت را وقایع پیرامون انتخابات سال ۸۸ دانست و گفت: «همچون مناسبات اجتماعی، سیاسی و بین المللی، فیلمسازی مستند نیز پس از این وقایع تغییرات شگرفی را به خود دید، از جمله آنها این بود که پس از رخدادهای سال ۸۸ جمعی از جوانان علاقه مند به انقلاب، وارد حوزه سینمای مستند شدند». باطنی دو جریان اصلی سینمای مستند در این دوران را اینگونه معرفی کرد: «یکی جریان فیلمسازان اجتماعی، چهره نگار و سوژه محور که تداوم جریان سینمایی دهه ۷۰ و ۸۰ بودند و دیگری جریان مستندسازان مسئله محور که بخش مهمی از آنها از حوزه های غیر مرتبط به سینما همچون مهندسی پا به عرصه سینما گذاشته بودند». وی پس از شمردن تعدادی از آثار جریان سینمای اجتماعی و پخش بخشهایی از این آثار به تشریح مستندسازان مسئله محور پرداخت.

۱۱

باطنی در یک تقسیم بندی کلی، مستندسازان مسئله محور را به دو دسته «مستندسازان برون مرزی» و «مستندسازان با نگاه داخلی» تقسیم کرد. مستندسازان برون مرزی که در دو حوزه مستندسازی بحران و مستندسازی در جهان اسلام می پردازند و مستندسازان با نگاه داخلی که عده ای از آنها ذیل جشنواره عمار فعالیت می کنند و عده ای دیگر هم مشغول تولید آثار به صورت مستقل هستند. نام عده ای از مستندسازان و فیلمهایشان که در این سالها و مخصوصا در جشنواره عمار دیده شدند از این قرار بود: «یزدان تفنگ ندارد» به کارگردانی «حسین شمقدری»، «مشتی اسماعیل» به کارگردانی «مهدی زمانپور کیاسری»، «مهارنشده» به کارگردانی «مصطفی رضوانی»، «میراث آلبرتا» به کارگردانی «حسین شمقدری»، «اخراجی های ۴» به کارگردانی «محمدتقی رحمتی»، «کوچه مقدس» به کارگردانی «سید جمال عود سیمین»، «نفت سیاه» ساخته «علی خسروی»، «انتهای فلسطین جنوبی» ساخته «هادی حاجتمند»، «اینجا چراغی روشن است» ساخته «تورج کلانتری»، «جای خالی» ساخته «کمیل سوهانی»، «گاو خشمگین» اثر «مهدی نقویان»، «ماهی ها در سکوت نمی میرند» ساخته «یاسر عرب»، «صالح آباد» ساخته «مسعود کارگر» و «ملاقات با داعش» ساخته «مهدی مطهر». همچنین در این بخش برخی از مستندها همچون مستند «آخرین روزهای زمستان» ساخته «محمدحسین مهدویان»، «فیلم ناتمامی برای دخترم سمیه» ساخته «مرتضی پایه شناس»، مستند «ابرها در راهند» ساخته «محمدعلی فارسی» و سایر مستندها به عنوان مستندهای مستقل مسئله محور نام برده شد.

تولید مستندهای بحران، وجه تمایز مستندسازان مسئله محور با سایر مستندهای تولیدی در ایران

در این بخش و پس از پخش تکه هایی از مستندهای فوق، نوبت به صحبتهای آقایان سلیم غفوری و محسن یزدی رسید. سلیم غفوری در صحبتهای خود به مستندهای بحران و جهان اسلام اشاره کرد که از دهه هفتاد و پس از شهادت شهید مرتضی آوینی توسط برخی دیگر از پیروان و همراهان او ادامه یافت. وی در این باره گفت: «جمعی از مستندسازان پس از پایان جنگ وظیفه خود می دیدند که در شرایط بحرانی و جنگهای مختلف در جهان حاضر شوند و به تولید مستند از مظلومیت مستضعفین در این جنگها بپردازند، نادر طالب زاده، رضا برجی، محمد صدری، محمدحسین جعفریان و سهیل کریمی نام برخی از این مستندسازهاست که راجع به بوسنی و هرزگوین (در مجموعه کار خنجر و شقایق)، افغانستان (احمد شاه مسعود)، کوزوو، لبنان، سودان، سومالی، پاراچنار و… تولیداتی را در شرایط بحرانی انجام دادند». وی با اشاره به تاثیرگذاری وقایع «بیداری اسلامی» و به تعبیر غربیها «بهار عربی» بر تحولات منطقه در اوایل دهه ۹۰، به تفصیل تولیدات مستندسازانی پرداخت که جمعی از آنها تازه از ابتدای دهه ۹۰ وارد عرصه فیلمسازی شدند و برخی دیگر از دهه ۸۰ مورد آموزشهای مستندسازان مسئله محور پیش از خود قرار گرفتند. وی در این باره به برخی از مستندها اشاره کرد همچون: مستند «کریم» ساخته «محسن برمهانی» راجع به انقلاب تونس، مستند «خالد و مجتبی» ساخته «روح الله رفیعی»، راجع به رزم همزمان سنی و شیعه در سوریه، مجموعه کارهای «بدون مرز عشق» ساخته «وحید فراهانی» و «سید هاشم موسوی» راجع به رزمندگان عراقی در نبرد با داعش، مستند «لطفا بوق نزنید» ساخته «رضا فرهمند» راجع به قتل عام مسلمانان در میانمار، مستند «زخم پیوار» ساخته «سهیل کریمی» راجع به قتل عام شیعیان در پاراچنار و کارهای راجع به قحطی سومالی.

سلیم غفوری در پاسخ به پرسشی پیرامون ویژگیهای مستندسازی بحران گفت: «نخستین ویژگی این مستندها این است که مستندساز رفتنش با خودش است ولی بازگشت مشخصی ندارد، در واقع مستندساز خطر این سفر را به جان خریده است». وی پس از ارایه مثالهایی از مستندهای ساخته شده در سالهای اخیر و اشاره به جانباز شدن برخی از مستدسازان همجون محسن اسلامزاده در مستندسازی بحران، گفت: «یکی دیگر از ویژگی های این جنس مستندسازی این است که مستندساز بایست مسیر رسیدن به موقعیت و سوژه ها را با هنر فراوان بچیند، زیرا معمولا کشور هدف، اجازه تصویربرداری به مستندساز نمی دهد».

ظهور مستندسازانی که در عین داشتن انتقاد به مشکلات کشور، امید را به مخاطب تزریق می کنند

در ادامه محسن یزدی به توضیحاتی راجع به شکل گیری گروه های مستندساز مسئله محور در کشور پرداخت. وی پس از اشاره به وقایع پس از سالهای ۷۶ و روی کار آمدن دولت اصلاحات، گفت: «در این دوران، قشری از افراد علاقه مند به انقلاب، احساس کردند که در زمینه مطالبات انقلاب، خلأ وجود دارد، از اینجا افرادی همچون نادر طالب زاده و برخی دیگر کلاسهایی برگزار کردند و جمعی را برای ورود به عرصه مستندسازی آماده کردند». وی با اشاره به وقایع پس از فتنه ۸۸، برخی از ویژگی های مستندسازانی که پس از این دوران به جرگه مستندسازی وارد شدند را اینگونه بیان کرد: «این افراد، بر عکس مستندسازان مسئله محور پیش از خود، به جای پرداختن به موضوعات کلی و سوژه های تیپ، به سراغ سوژه های جزئی تر می رفتند و مسائل را با صراحت بیشتری پرداخت می کردند. این افراد همچنین رویکردی انتقادی به مسائل کشور داشتند و با صراحت لهجه تلاش می کردند که به سمت حل مشکلات حرکت کنند». یزدی با اشاره به مستند «ماهی ها در سکوت نمی میرند» ساخته یاسر عرب، گفت: «جنس پرداخت این مستندسازان جوان به مشکلات کشور هم به گونه ای بوده که مخاطب از دیدن این آثار احساس به بن بست رسیدن نمی کند». یزدی در پایان سخنانش همچنین به تلاش این مستندسازان برای بهبود کیفی آثارشان اشاره کرده و همچنین نکاتی را در باب رقابت این آثار در سطح یک سینمای مستند کشور بیان کرد.

آخرین بحثی که در این بخش توسط آقایان یزدی و غفوری مطرح شد بحث محوریت مخاطب به جای جشنواره ها برای این مستندسازان بوده و ضمن اشاره به جایگاه ویژه جشنواره عمار در گردهمایی و جهت دهی به این آثار، به این نکته پرداختند که به کمک جشنواره عمار و عطش این فیلمسازان برای دیدن شدن و اثرگذاری آثارشان، شاهد آن بودیم که فضای اکران از یک فضای کلیشه ای وتکراری جشنواره ای و تلویزیونی به زندگی مردم وارد شده و در قالب اکران های دانشگاهی و مردمی و مجازی، تعداد مخاطبین مستند در کشور با این آثار افزایش یافت.

در پایان این بخش همایون امامی که در جلسه حاضر بود سوالی پرسید مبنی بر اینکه «شاید دلیل دیده نشدن برخی از این آثار مشکلات کیفی تولیدات باشد؟» که آقایان یزدی و غفوری با زدن مثالهایی از آثار با کیفیت تولید شده در این طیف از فیلمسازان به این نکته تصدیق کردند که: «بسیاری از این آثار هم اکنون در سطح یک جشنواره ها مشغول رقابت با سایر آثار هستند، گرچه مثل سایر جریانات فیلمسازی ممکن است آثاری در بین این مستندها پیدا شود که به لحاظ کیفی می توانسته استانداردهای بیشتری را رعایت نماید».

۱۲

این نشست، در واقع پایان بخش همایش «داکیومنتری به روایت ایرانی» بود که از تاریخ ۲۹ تا ۳۱ اردیبهشت ماه، به همت معاونت آموزش و پژوهش موسسه سفیرفیلم و با همکاری دانشگده سینما-تئاتر و بسیج دانشگاه هنر و با هدف مرور تحلیلی تاریخ مستندسازی در ایران برگزار شد. خروجی های تصویری و متون تفصیلی این نشستها نیز به مرور از طریق سایت سفیرفیلم برای ارایه به علاقه مندان آماده خواهد شد.

تعداد بازدید:395
بدون دیدگاه

دیدگاه تازه‌ای بنویسید:

*


*

RSS